اما از
اصل آن
نه يك شعر با مضمون است كه بايد تامل و تدبر كرد تا مضمون آنرا دريافت
اما هرگز آنرا آوائى
برآمده از يك حركت تصادفى نميتوان دانست فراتر از اين
به معناى سر بفرمانى همه ى اشياء و عناصر عالم
در برابر خدا نيز هست هيچ چيز و هيچ قانون در اين مجموعه
خود سر و خود راى نيست قوانين گيتى و هر آنچه
در شعاع و به هدايت اين قوانين به تكاپوست
سر در خط و گوش بفرمان و بنده ى خداست پس وجود قوانين
تكوينى و طبيعى در سراسر اين پهنه
مستلزم و به معناى نفى حضور خدا و نفى ربوبيت و سر رشته دارى او
نيست ان كل من فى السموات و الارض الا اتى الرحمن عبدا هر آنكس كه در آسمانها و زمين است
جز سر بر خط
عبوديت خدا نهاده ئى نيست ( مريم 93 ) بل له ما فى السموات و الارض كل له قانتون بل از آن اوست هر آنچه در
آسمانها و زمين است
همه فرمانبر و تسليم اويند ( البقره 117 ) و ما قدروا الله حق قدره
و الارض جميعا
قبضته يوم القيمه و السموات مطويات بيمينه سبحانه و تعالى عما يشركون خدا را چنانكه در خور اوست
برآورد نكرده اند زمين يكسره در قبضه ى قدرت اوست بروز رستاخيز
و آسمانها پيچيده شده ى دست اويند
منزه و والاتر است از آنچه شريك او ميسازند ( الزمر 67 )
ب از ديدگاه مطالعه و قضاوت در باره ى انسان :
به معناى وحدت و يكسانى انسانها در رابطه با خدا است او خداوندگار و رب همه ى انسانها است هيچكس ازنقطه نظر طبيعت انسانى اش
با او