درس چهاردهم:
ادغـام
معناى ادغام
ادغـام در لغـت ، (مـترادف كلمه (ادخال ) به معناى (داخل نمودن ) است ، و در اصطلاح ، عبارت است از:(داخـل كـردن حـرفـى در حـرف ديـگـر بـطـورى كـه اثـرى از حـرفـِ اوّل يعنى (مُدْغَمْ) باقى نماند و حرف دوّم يعنى (مُدْغَمٌ فيه ) مشدّد شود، مانند:(قَدْ دَخَلُوا) كه دال (قَدْ) در دال (دَخَلُوا) ادغام شده و آن را (قَدَّ خَلُوا) مى خوانيم .چـنـانـچـه مـُدغـَم و مـُدغـَمٌ فـيـه ، مـثـل هـم نـبـاشـنـد، نـخـسـت مـدغـم را تـبـديـل بـه
حـرف دوّم نـمـوده و سـپـس ادغـام مـى كـنـيـم ، مـانـنـد (قـُلْ رَبِّ) كـه ابـتـدا (لام ) را تبديل
به (راء) و بعد در (راء) دوّم ادغام مى نماييم و (قُرَّبِّ) مى خوانيم .
فايده ادغام
فـايـده ادغـام (سـهـولت در تـلفّظ) است ، يعنى اگر حرفى يك بار تلفّظ و بلافاصله همان حرف يا حرفهمجنس آن تكرار شود، اين حالت براى دستگاه صوتى انسان ، سنگين خواهد بود كه اين سنگينى با بهره گيرى
از قاعده ادغام برطرف مى شود.
انواع سه گانه ادغام و موارد آن در قرآن
الف ـ ادغـام مـتـمـاثلين
در دو حرفى است كه مثل يكديگر باشند (تكرار يك حرف ) و ادغام آنها لازم استچه در يك كلمه باشند و چه در دو كلمه ، مانند:يُدْرِكْكُمْ ـ قُلْ لَهُمْ كه خوانده مى شوند: يُدْرِكُّمْ ـ قُلَّهُمْ
ب ـ ادغام متجانسين
زمانى است كه دو حرف هم مخرج (حروفى كه از يك محلّ، تلفّظ شوند) كنار يكديگر واقعشوند، خواه در يك كلمه و خواه در دو كلمه ، و ادغام آنها نيز لازم است .ادغام متجانسين در قرآن مجيد، تنها در موارد هفتگانه زير پيش آمده است .1 ـ مدغم (طاء) مدغم فيه (تاء)، مانند: بَسَطْتَ (بَسَطتَ) 2 ـ مدغم (تاء) مدغم فيه (طاء)، مانند: قالَتْ طآئِفَةٌ (قالَطّآئِفَةٌ) 3 ـ مدغم (دال ) مدغم فيه (تاء)، مانند: عَبَدْتُمْ (عَبَتُّمْ) 4 ـ مدغم (تاء) مدغم فيه (دال )، مانند: اُجيبَتْ دَعْوَتُكُما (اُجيبَدَّعْوَتُكُما) 5 ـ مدغم (ذال ) مدغم فيه (ظاء)، مانند: اِذْظَلَمُوا (اِظَّلَمُوا) 6 ـ مدغم (ثاء) مدغم فيه (ذال )، مانند: يَلْهَثْ ذلِكَ (يَلْهَذّلِكَ) 7 ـ مدغم (باء) مدغم فيه (ميم )، مانند: اِرْكَبْ مَعَنا (اِرْكَمَّعَنا) در مورد اوّل بايد دقّت شود كه حالت درشتى و پُرى حرف طاء باقى بماند.در مـورد شـشـم و هـفـتـم بـدون ادغـام نـيـز خـوانـده مـى شـونـد و بـجـز دو مثال ذكر شده ، نمونه
ديگرى در قرآن وجود ندارد.(22)
ج ـ ادغـام مـتقاربين
در حروفى جريان دارد كه يا مخرجشان نزديك به هم باشد و يا در بيشتر صفات ،متّحد باشند. رعايت آنها تنها در دو مورد لازم است و در ساير موارد (حَفْص ) ادغام نكرده است .1 ـ لام ساكن در حرف راء، مانند: قُلْ رَبِّ (قُرَّبِّ) ـ بَلْ رَبُّكُمْ (بَرَّبُّكُمْ) 2 ـ قـاف سـاكـن در حرف كاف كه در قرآن فقط يك مورد و در كلمه (اَلَمْ نَخْلُقْكُمْ) پيش آمده و آن را
(اَلَمْ نَخْلُكُّمْ) مى خوانيم .(23)
تمرين
رَبـِحـَتْ تـِجـارَتـُهـُمْ ـ اَقـُلْ لَكـُمْ ـ تـَسـْتـَطِعْ عَلَيْهِ ـ يُدْرِكْكُمْ ـفَاضْرِبْ بِهِ ـ يَلْهَثْ ذلِكَ ـ قَدْ تـَبـَيَّنَ ـ اِرْكَبْ مَعَنا ـ يُوَجِّهْهُ ـ
عَبَدْتُمْ ـ قالَتْ طآئِفَهٌ ـ اُجيبَتْ دَعْوَتُكُما ـ فَرَّطْتُمْ ـ بَلْ رَبُّكُمْـ اَلَمْ
نَخْلُقْكُمْ ـ اَحَطْتُ ـ اِذْ ظَلَمْتُمْ ـ فَرَّطْتُ ـ اَثْقَلَتْ دَعَوَاللّهَ ـ وَدَّتْ
طآئِفَةٌ ـ لَقَدْ تابَ