1ـ لايحه‏ي انجمن‏هاي ايالتي و ولايتي - تحلیلی از مبارزات سیاسی امام خمینی (ره) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

تحلیلی از مبارزات سیاسی امام خمینی (ره) - نسخه متنی

کاظم بازافکن

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


شخصيت ممتاز و برجسته‏ي امام خميني به عنوان مظهر اراده‏ي ملي در مبارزه با حكومت و آيينه‏ي تمام‏نماي خواسته‏هاي بحق مردم در تمامي مقاطع، بخشي جدايي‏ناپذير از جريان انقلاب و پيامدهاي آن بود. اراده‏اي كه در نهايت منجر به پيروزي انقلاب اسلامي و سرنگوني رژيم پهلوي گرديد.

"جاذبه رهبري امام صرفاً به گروههاي سياسي و روشنفكري محدود نمي‏گرديد. به فاصله چند ماه بعد از شروع نهضت، ميليونها نفر از مردم عادي به امام به چشم رهبر مبارزه با رژيم مي‏نگريستند. رفتار بي‏تكلف، سبك ساده زندگي و توجه و احترام به مردمي كه از شاه و عمالش به جز اشرافيت، تجمل، زندگيهاي افسانه‏اي، بريز و بپاش‏هاي نجومي، نخوت و تكبر زايدالوصف، بي‏ارزشي، بي‏توجهي، بي‏تفاوتي (نسبت به مردم)، فساد و زورگويي حكومتي چيز ديگري نديده بودند، باعث مي‏شد كه براي اكثريت قريب به اتفاق ملت، امام به صورت رهبري طبيعي در مقابل شاه درآيد... براي نيروهاي مذهبي، امام رهبري بالقوه و بالفعل بود. براي نيروهاي سياسي غيرمذهبي، امام رهبري ملي و ضدامپرياليست بود. براي روشنفكران، او رهبري ضدديكتاتوري و استبداد بود و بالاخره براي ميليونها زن و مرد عادي ايراني. در نتيجه تصويري كه از شاه و رژيمش بوجود آمده بود، او رهبري مردمي و محبوب بود."1

در ميان همه‏ي گروههاي مذهبي، غيرمذهبي و يا ملي ـ مذهبي، چهره‏ي برجسته‏اي غير از امام خميني كه بتواند وفاداري عامه‏ي مردم را به خود جلب كند و آنها را تا مرز جانفشاني ومقاومت در راه آرمانهاي متعالي انقلاب به پيش ببرد و با جاذبه‏ي خود حتي با فاصله‏اي دور رقابت كند، وجود نداشت. عدم موفقيت جنبش‏هاي غيرمذهبي اعم از چپ و ملي‏گرا از يكسو و احياي انديشه‏هاي ديني از سوي ديگر، اگرچه زمينه‏هاي اصلي بنيادگرايي اسلامي را در طيف وسيعي از مردم بويژه روشنفكران بوجود آورده بود، اما ضرورت عنصري اساسي كه توانايي تبديل همه‏ي سرمايه‏ها و امكانات را از قوه به فعل داشته باشد، بيش از پيش احساس مي‏شد و آن عبارت بود از عامل رهبري نهضت كه در شخصيت برجسته و منحصر بفرد امام ظهور يافته بود. وجود زمينه‏هاي اوليه‏ي نهضت اگرچه امري لازم بودند، ولي استفاده‏ي صحيح از آن زمينه‏ها و تبديل كردن آنها به مخالفت گسترده عليه رژيم بسيار لازمتر بود، تا آن اندازه كه انقلاب هرگز نمي‏توانست بدون آن به آرمانهاي خود كه همانا سرنگوني رژيم و استقرار حكومت اسلامي بود، دست يابد.

در اينجا لازم است ابتدا اشاره‏ي كوتاهي به مراحل مختلفي از مبارزات امام داشته باشيم و سپس به بررسي برخي از ابعاد شخصيتي ايشان و نقش آنها در موفقيت و پيروزي انقلاب اسلامي مردم ايران بپردازيم.

1ـ لايحه‏ي انجمن‏هاي ايالتي و ولايتي

در اولين ماههاي نخست‏وزيري اسداللّه علم، يعني در تاريخ 16/7/1341 لايحه‏اي در هيئت دولت به تصويب رسيد كه مفاد آن را سه چيز تشكيل مي‏داد:

1. حذف واژه‏ي "اسلام" و "مسلمان بودن" از شرايط انتخاب‏كنندگان و انتخاب‏شوندگانِ تصدي پست‏هاي مهم مملكتي از قانون مدني كشور.

2. عدم ضرورت اجراي مراسم تحليف با "قرآن" و امكان انجام آن با كتابهاي آسماني ديگر. يعني در مواردي كه افراد طبق قانون ملزم به سوگند هستند، لازم نيست مسلمانان به قرآن قسم ياد كنند، بلكه مي‏توانند به كتاب آسماني قسم بخورند.

3. تساوي كامل حقوق اجتماعي زنان و مردان از جمله شركت در انتخابات.

/ 14