تحلیلی از مبارزات سیاسی امام خمینی (ره) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

تحلیلی از مبارزات سیاسی امام خمینی (ره) - نسخه متنی

کاظم بازافکن

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


يكي از موادي كه رژيم بر آن بسيار تاكيد مي‏ورزيد و آن را دستاويزي براي تصويب اين لايحه ساخته بود، مسئله حقوق زنان و نقش مهم آنان در فعاليت‏هاي اجتماعي و مشاركت‏هاي سياسي بود. رژيم مدعي بود كه با تصويب اين قانون بساط محروميت، عقب‏ماندگي و تفاوت حقوقي زنان از مردان را براي هميشه از جامعه‏ي رو به پيشرفت ايراني برمي‏چيند و آنان را به حقوق از دست رفته‏ي خودشان نايل مي‏سازد. زنان ايراني به دليل سياست‏هاي غلط ارتجاعي و بافت سنّتي جامعه ايراني، از ابتدايي‏ترين و ضروري‏ترين حقوق خود محروم بوده و به عنوان موجوداتي ضعيف، خانه‏نشين، در خدمت مرد و منزوي از هر نوع مشاركت سياسي و اجتماعي، هرگز نتوانسته بودند مانند زنان كشورهاي پيشرفته‏ي اروپايي به مقام و جايگاه حقيقي خود دست يابند و از امتيازات برابر با مردان برخوردار باشند.

اين مسئله بهترين و مهمترين دستاويز رژيم براي تصويب اين لايحه بود. يعني رژيم مي‏خواست از وضعيت تاسف‏باري كه خودش براي جامعه‏ي "زن" ايراني بوجود آورده بود، براي برطرف كردن مشكلات و به صحنه كشاندن آنان براي مقاصد و اهدافي ديگر استفاده كند. اين مقاصد عبارت بودند از بسترسازي جهت كمرنگ كردن ارزشها و باورهاي ديني، بي‏توجهي به قانون اساسي و واگذاري پست‏هاي كليدي كشور به اقليت‏هاي ديني بويژه بهاييان.

امام به عنوان مرجعي بزرگ و انساني آگاه نيك مي‏دانست كه هدف رژيم از تصويب اين لايحه و حضور زنان در اجتماع نه اعطاي حقوق از دست رفته به آنان، بلكه اختلاط هر چه بيشتر زنان با مردان و بهره‏مندي جنسي و ابزاري از آنها جهت فراهم كردن محيطي آزاد براي ولنگاري‏هاي اخلاقي است. زيرا با شركت زنان در انتخابات و فرستادن چند نماينده از ميان خودشان به مجلس هيچ مشكلي از انبوه مشكلات آنها برطرف نشده و حقي از حقوق پايمال شده‏شان تامين نمي‏گردد.

اگر رژيم خواستار توجه جدّي به زنان و تامين خواسته‏هاي آنان بود، مي‏بايست از ضروري‏ترين امور كه عبارت از نيازهاي اقتصادي، فرهنگي و ديني بود، آغاز مي‏كرد. در حاليكه اكثريت زنان جامعه از حداقل معيشت، بهداشت، درمان و... برخوردار بودند، چگونه صِرف انتخاب شدن و انتخاب كردن مي‏توانست به تامين نيازهاي بحق اجتماعي آنان كمك كند؟ و آيا اين قضيه به معناي منحرف كردن مسير توقعات مشروع آنها از حكومت نبود؟ امام كه از ديرباز كم و بيش احساس نارضايتي خود را از سياست‏هاي غلط فرهنگي و ديني رژيم اعلام كرده بود، مترصد فرصتي بود تا مخالفت خود را علني كند و لايحه‏ي انجمن‏هاي ايالتي و ولايتي اين فرصت را فراهم كرد.

مخالفت امام با اين لايحه، هرگز به معناي مخالفت با حقوق زنان و آزاديهاي مشروع آنان نبود. چنانكه اين موضوع را بارها در سخنان خود گفته بود كه اسلام با ترقي و پيشرفت بانوان مخالف نيست، بلكه مخالفت او با دام فسادانگيزي بود كه رژيم براي مردم بويژه جوانان گسترده بود و از اين طريق مي‏خواست به آن وجه‏ي قانوني بخشد.

"قضيه، قضيؤ بانوان نيست اين يك امر كوچكي است، قضيؤ معارضه با اسلام است. "منتخَب و منتخِب، مسلمان لازم نيست باشد، حلف به قرآن لازم نيست باشد، قرآن را مي‏خواهيم چه كنيم؟!"".

"...تساوي حقوق من جميع‏الجهات، تساوي حقوق من جميع‏الجهات پايمال كردن چند تا حكم ضروري اسلام است، نفي كردن چند تا حكم صريح قرآن است."5

/ 14