قلب مطمئن - قلب مطمئن نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

قلب مطمئن - نسخه متنی

علی محمد بشارتی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

قلب مطمئن

علي‏محمّد بشارتي

باورمان مي‏شد ولي فكرش را نمي‏كرديم كه روزي برسد كه باغبان پير، گلهاي نو رُسته را رها كند و از باغ برود. تصور نداشتيم كه پدر مهربان فرزندان خود را رها كند و تنها به سفر طولاني برود. به ذهنمان هم خطور نمي‏كرد كه شمع جمع و عمود دين و قرار كشور و انقلاب... با اين سرعت و بدون مقدمه از ميان ما برود. اِنّاللّه وَ اِنّا اِلَيْهِ راجعُونَ.

باورمان مي‏شد كه مرگ حق است. مي‏دانستيم اين معنا را خدا گفته است اِنّكَ مَيتُ وَ اِنّهُمْ مَيتوُن چرا خود را فريب دهيم مرگ براي همه امري حتمي است امّا مگر عيب دارد كه ما هم مانند حضرت ابراهيم بگوئيم: بَلي وَ لكِنْ لَيَطْمئنّ قَلْبي باور داريم ولي... هرچه بود صورت گرفت. همه بايد در برابر اوامر الهي تسليم باشيم. تسليم، زيباترين واژه در قاموس هستي است.

از آن روز دردناك و تلخ، مدت زيادي نگذشته است. براي من مثل اين است كه ديروز آن اتفاق افتاد. خودم بالاي سر تو بودم. در جلو چشمان خودم چشم از جهان فروبستي.

خدا نكند كسي با چشم خود آب شدن شمع، از خروش افتادن چشمه، پژمرده شدن گل، خسوف ماه و كسوف خورشيد، خشك شدن بِركه و پايان پاياب را مشاهده كند.




  • در رفتن جان از بدن گويند هر نوعي سخن
    من خود به چشم خويشتن ديدم كه جانم مي‏رود



  • من خود به چشم خويشتن ديدم كه جانم مي‏رود
    من خود به چشم خويشتن ديدم كه جانم مي‏رود



و امروز ما مانده‏ايم و دنياي زيبايي كه براي ما گذاشته‏اي، مواريثي ارزشمند و آسماني بنام "انقلاب اسلامي" چرا با هم تعارف كنيم. از ديد فرزندان و دوستان عزيزانت، اين متاع از تمامي نعمت‏هاي دنيايي بهتر، ارزشمندتر، اثرگذارتر، افتخارآميزتر و حياتي‏تر است. ما قدر اين نعمت را خوب مي‏دانيم. چقدر ساده‏لوحند آنهايي كه مي‏خواهند اين متاع گرانقدر را با "ثَمَنَ بَخْس" از دست ما خارج كنند. ولي مي‏دانم كه مي‏داني كه فرزندانت يكصدا مي‏گويند: هيهات مِنّاالذِّلَةَ.

دلمان براي حرف‏هايت تنگ شده است. موضع‏گيري‏ها، تهديدات، تهديدهاي متقابل خالي كردن دل دشمنان، تحقير مخالفين داخلي و خارجي، تحقير آنهايي كه درصدد تحقير مردممان بودند. نصيحت‏ها، خيرخواهي‏ها، هدايت‏ها، دلالت‏ها، راهنمايي‏ها كه همه از سر درد بود.

درس‏ها، بحث‏ها، تفسيرها، عرفان، معنويت، خداترسي، اخلاص، فداكاري، كمك به زير دست، ساده‏زيستي، ساده‏گويي، ساده‏نويسي در عين حال ساده نبودن و بازي نخوردن، اللّه اكبر. چگونه است كه خداوند همه چيز را در يك نفر جمع كرد. اين را ما خود ديديم.

صلابت، شهامت، شجاعت، فقاهت، كياست، سياست، سيادت،...

بردباري، تحمّل، كف‏نفس، گذشت، خويشتن‏داري، تواضع، ادب، تربيت،...

تهجّد، تعبّد، تفكّر، تدبّر، توكّل، توسّل،...

ظلم‏ستيزي، ستم‏سوزي، انعطاف‏ناپذيري، دشمن‏شناسي، خستگي‏ناپذيري....

تو در 38 سال پيش يعني در 4/8/43 گفتي تمام گرفتاري ما از آمريكاست. اين جمله ماندگار و عميق امروز كه رزالت و سبعيّت آمريكا بر همگان روشن شده است معنا و مفهوم ديگري يافته است. يكي از زمامداران عرب به نگارنده گفت: حق با امام خميني بود. ما دير اين معنا را درك كرديم.

جمله امام خميني را تكرار مي‏كنم: "آقا تمام گرفتاري ما از اين آمريكاست."1 "تمام گرفتاري ما از اين اسرائيل است. اسرائيل هم از آمريكاست." درود خدا بر آن عنصر ژرف‏نگر و تيزبيني كه مسايل را قبل از آنكه سياسيون و تحليل‏گران مشهور دنيا متوجه بشوند، متوجه مي‏شد و موضعگيري بايسته مي‏كرد.

تو به ما ياد دادي. تو آمريكا را به ما شناساندي. قبل از تو ما از آمريكا تصوير ديگري داشتيم. تو اسرائيل را، هم به ما و هم به همه دنيا شناساندي تو بودي كه گفتي: اسرائيل دشمن بشريّت است.2 وقتي كه آمريكا را با آنهمه قدرت و اسرائيل را با آنهمه خشونت... به ما شناساندي، شاه را به مثابؤ نماينده رزالت‏هاي اين دو رژيم معرفي كردي. آنگاه شعار مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل و مرگ بر شاه مفهوم ديگري پيدا كرد. راستي راستي كه تو اين رژيم‏ها را با سخنانت آسيب‏پذير كردي. امروز كه رژيم خونخوار اسرائيل شهر جنين را با خاك يكسان مي‏كند منزلت تو بهتر معلوم مي‏شود. تو با ايمان كاملي كه به قدرت قاهره الهي، ديگري هيچ قدرتي در چشم تو و در دل تو تاثير نمي‏گذاشت. چون قدرت خدا را مطلق مي‏دانستي. بنابراين ديگر قدرتي نمي‏ماند. اين انديشؤ الهي و تفكر آسماني تو بود. راستي از اين جهان‏بيني بود كه چنين موضعگيريهاي تعيين‏كننده و جاندار مي‏كردي. آن هم زماني كه همه از شاه مي‏ترسيدند. تو بودي كه با كمال قدرت گفتي و شاه را بي‏عقل معرفي كردي:

"شماها هم كه مبتلاي به اين شاهزاده (شاه) بي‏عقل شده‏ايد".3

تو شاه را "خبيث" ناميدي.4

تو شاه را از سلطنت خلع كردي.5 تو تمامي مفاسد مملكت را از شاه دانستي و از اول او را هدف قرار دادي و اين استراتژي كارگر افتاد. به همين دليل در تمامي سخنانت او را آماج تندترين تيرهاي ملامت و اعتراض قرار دادي. تو گفتي: تمام اين جنايت‏ها به امر شاه است.6

تو با اين موضعگيريهاي شجاعانه و خداپسندانه راه هرگونه آشتي با شاه را كه عده‏اي ساده‏لوح دنبالش بودند بستي و گفتي: آشتي كردن، مسلط كردن دژخيمان شاه بر مال و جان و ناموس ملت است كه آن از بالاترين معصيت‏هاي كبيره است.7 و حذف شاه را يك تكليف شرعي دانستي.8 تو گفتي: شاه بايد بساطش را جمع كند و برود.9 تو گفتي شاه رفتني است. از تهديدات او نترسيد. بعد از آنكه شاه را با اين موضعگيريها از دور خارج كردي نوبت دولت‏هاي بي‏ارزش وي رسيد آنها را هم با همان صلابت ساقط كردي. تو با اين بيانات گرم، لحظه به لحظه و توفاني، انقلاب اسلامي را در بيست و دوم بهمن 57 به پيروزي رساندي. اما مسووليت تو پايان نيافته بودي آنگاه نوبت به آمريكا رسيد. تو بيشترين اعتراض‏ها را به آمريكا كردي. هرچه در قرن بيستم آمريكا توسط ملت‏ها و رهبران كشورهاي مستقل تحقير شده بود تو بيشتر از همه آنها آمريكا را تحقير كردي.10 سپس نوبت به اسرائيل رسيد. تو گفتي ما اسرائيل غاصب را محكوم مي‏كنيم.11 تو گفتي اسرائيل دشمن بشريت است.12

هنوز هم طنين سخنان دلپذير و آرام‏بخش تو در همه‏جا به گوش مي‏رسد.

هنوز هم رهنمودهاي دلسوزانه تو آويزؤ گوشمان قرار داده و با طيب‏خاطر به آنها پايبنديم.

هنوز هم قول تو سخن ما، و راه تو مسير ما و مشي تو انديشؤ ما و رهنمود تو راهنماي ما و اندرز تو ره‏توشؤ ما و زلال فكر تو آئينؤ ما و تبسّم تو خوشبختي ما و خشم تو خروش ما و دشمن تو دشمن هميشگي ما و دوست تو دوست ما و صحيفؤ تو كتاب زندگي ماست.

هركس در اين مرز و بوم از رهگذر انقلاب اسلامي بجايي رسيده است براي هميشه مديون توست. عزّت ما، قدرت ما، شهرت ما، ثروت ما، مسئوليت ما، محبوبيت ما، مطلوبيت ما... خلاصه همؤ اقتدار ما از توست. اين قولي است كه جملگي بر آنيم.

اگر تو نبودي ما هيچ نبوديم. اگر تو نيامده بودي ما نيامده رفته بوديم. حيات با تو معني پيدا كرد. زندگي ما با حضور تو شكل گرفت. استعدادها با رهنمود تو شكفت. توانمندي‏ها با راهبري تو بروز كرد. مديريت‏ها در محضر تو رشد يافت. و ايران و ايراني در تمام دنيا با آرم و نام و ياد و راه تو افتخار ابدي يافت.

دنيا با همؤ وسعت و طول و عرضش براي تو كوچك و كم‏ارزش بود. روح بزرگ تو در كالبد كوچك تن نمي‏گنجيد. باطن تو كه با غيب اُنسي ديرين داشت و ظاهر تو كه عنوان باطن تو بود و گواه باطن آرام و مطمئن تو بود هرگز نمي‏خواست و نمي‏توانست به متاع قليل دنيا قانع شود و شوق لقأ دوست را كم‏رنگ كند. تو قصيدؤ ناتمام انقلاب و غزل عارفانه عرفان و شعر دلكش زندگي و مثنوي مثال زدني عشق و نگاه نافذ اميد و سخن دلپذير آزادي و شور شورانگيز مناجات و شرارؤ سركش تهجّد و پيام دلنشين وحدت و برادري و اخلاص هستي. پايان سخن را هم مانند آغاز آن به تو وامي‏گذارم. چون قرار گذاشته‏ام كه همواره از تو سخن بگويم:

"با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوي جايگاه ابدي سفر مي‏كنم و به دعاي خير شما احتياج مبرم دارم."


1. صحيفؤ امام، ج 1، ص 422.

2. صحيفه نور، ج 11، ص 192.

3 و 4. صحيفه نور، ج 2، ص 4.

5. صحيفه نور، ج 2، ص 12.

6. صحيفه نور، ج 2، ص 270.

7. صحيفه نور، ج 2، ص 96.

8. صحيفه نور، ج 4، ص 46.

9. صحيفه نور، ج 4، ص 60.

10. صحيفه نور، ج 4، ص 220 و ص 285 و ص 148 و ص 117 و ص73، ج 5، ص 133.

11. صحيفه نور، ج 5، ص 242.

12. صحيفه نور، ج 11، ص 192.

/ 1