بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار رئيس جمهور و اعضاى هيأت دولت به مناسبت هفته دولت و در آستانهى نيمهى شعبان
4/ 6/ 86بسم الله الرحمن الرحيماولاً ايام مبارك شعبان و قلهى اعياد شعبانيه يعنى نيمهى شعبان را به شما برادران و خواهران عزيز كه در خدمت آرزوها و اميدهاى نيمهى شعبان قرار داريد، تبريك عرض مىكنيم. اين تصادف هم تصادف جالب توجهى است كه اين روزها با نيمهى شعبان و ولادت حضرت حجت (سلام اللَّه عليه و عجّل اللَّه تعالى له الفرج) مصادف شده است؛ چون خصوصيت نيمهى شعبان و جشن ولادت حضرت بقية اللَّه (ارواحنا فداه) عبارتست از اميد و عدالت. دو نقطهى برجستهاى كه در انتظار ما و جشنگيرى ما براى نيمهى شعبان وجود دارد، يكى مسئلهى اميدزايى است كه نويد اين ولادت و آيندهاى كه بر اثر اين ولادت، دنياى بشر در انتظار آن است، خود اين اميدزاست؛ و ديگر اينكه در آن جهانى كه پس از آمدن آن بزرگوار شكل خواهد گرفت، برجستهترين خط، خط عدالت است. شما وقتى در همهى روايات و آثارى كه راجع به آن بزرگوار و راجع به آن دوران آمده نگاه مىكنيد، مىبينيد اغلب تكيه بر روى اين نيست كه مردم در آن دوران ديندار مىشوند - با اينكه ديندار هم مىشوند - بلكه تكيه بر روى اين است كه مردم در آن وقت برخوردار از عدالت مىشوند و قسط و عدل اقامه مىشود؛ اين مطلب در دعاها و زيارتهاى آن بزرگوار و روايات هست. يعنى نقطهى برجسته در آن آيندهى پر از نويد، عبارتست از عدالت؛ بشر تشنهى عدالت است.شما هم دولتى هستيد كه اين دو خصوصيت را جزو شعارها و برنامههاى عملكرد خودتان قرار دادهايد؛ هم به مردم اميد مىدهيد، هم وعدهى عدالت مىدهيد. همان اميد هم به خاطر اين است كه شما پرچم عدالت را بلند كردهايد و دم از عدالت مىزنيد. حقيقتاً هم خلأ امروز دنيا، بيش از همه چيز خلأ عدالت است. در كشور و جامعهى خود ما هم بيشترين چيزى كه اين جامعه تشنهى اوست، عبارت است از عدالت. وقتى ما به مشكلات، كمبودها، توقعات و انتظارات مردم و آرزوهاى بلندى كه در ذهن خود ما براى مردم هست، نگاه مىكنيم، مىبينيم تقريباً همهى اينها برمىگردد به مسئلهى تأمين عدالت؛ كه اگر عدالت تأمين بشود، همهى اين چيزها حل خواهد شد. شما عدالت را مطرح كرديد، خيلى خوب است. البته ممكن است در اين وادى طولانى و پرخطر و دشوار، شما بتوانيد قدمهايى را طى كنيد؛ ممكن است تا پايان راه، عمرهاى ما يا فرصتهاى خدمتگزارى كفاف ندهد؛ اما همين قدمى كه مىگذاريد و جهتى كه اتخاذ كردهايد، بسيار باارزش و زندهكنندهى اين شعار است. بنابراين امسال، تصادف هيأت دولت و اين هفتهى مبارك با نيمهى شعبان يك تصادف دلنشينى است و معناهايى را در ذهن انسان تداعى مىكند.شهيد رجايى و شهيد باهنر هم حقيقتاً از كسانى بودند كه امروز براى ما، دو نقطه براى همين مفاهيم والا و باارزش محسوب مىشوند؛ يعنى حقيقتاً آنچه آنها را به حركت وامىداشت - كه ما از نزديك مىديديم - عشق به عدالت و عشق به ارزشهاى انقلاب و اينها بود. جا دارد كه شما هفتهى دولت را به ياد آنها بزرگ و گرامى بشماريد و خودتان را به آن بزرگوارها منتسب بدانيد. انشاءاللَّه يادشان گرامى باشد.از وقتى شما مسئوليت را بهدست گرفتيد، اين سومين بارى است كه به مناسبت هفتهى دولت ما با شما ملاقات مىكنيم؛ يعنى سه بار هفتهى دولت گذشت. اين گذشتِ سريع عمر را ببينيد كه چقدر تكاندهنده است! مثل همين ديروز بود كه نوبت اول هفتهى دولت اين دولت جديد بود و ما نشسته بوديم. آنجا هم اتفاقاً من عرض كردم كه فرصتهاى خدمت، خيلى زودگذرند. ببينيد فرصت خدمت چه زود مىگذرد! اين براى ما عبرت و درس است؛ از هيچ لحظهاى نبايد غفلت كرد و هيچ فرصتى را نبايد از دست داد. شماها بحمداللَّه اغلب جوانيد و داراى نشاط و نيروى جوانى هستيد. از اين فرصت حداكثر استفاده را بكنيد؛ قواى جوانى، حوصلهى جوانى، روح ابتكار و روح جسارت و بلندپروازىاى كه در جوان هست را در خدمت اين اهداف عالى قرار بدهيد و خسته نشويد.تقريباً دو سال است كه شماها مشغول خدمتيد. در اين دو سال، آنچه كه من از رفتار اين دولت تلقى كردم، اينهايى است كه عرض مىكنم و تصور مىكنم ناظران برخوردار از انصاف هم - كه اكثريت نزديك به اتفاق ملت ايران هستند - همين دريافتها و برداشتها را داشته باشند:اولاً مسئلهى پايبندى به اصول و ارزشهاست كه خيلى شاخص مهمى است. دولت، هم در قول و شعار - كه مهم است - و هم در عمل، نشان مىدهد كه به اصول انقلاب و ارزشهاى انقلاب پايبند است. توجه كنيد به اينكه وقتى به همهى انقلابهاى بزرگ دنيا نگاه مىكنيم - تحولات عظيم سياسى كه در اين قرون نوزدهم و بيستم ميلادى در دنيا اتفاق افتاده و قبل از اينها انقلاب فرانسه - مىبينيم اين انقلابها در مدت كوتاهى به مبادى و اصول خودشان پشت كردند و بىوفايى كردند! اين - بدون هيچ تحليلى - برخاسته و برگرفتهى از متن تاريخ است. حالا گاهى اوقات اين اصول را به زبان مىآوردند؛ اما همه مىدانستند كه اين مفاهيم تغيير كرده؛ هم در فرانسه و هم در انقلاب شوروى در مدت كوتاهى اينطور شد و اين مبانى در قول و عمل تغيير كرد و دگرگون شد. در اين خرده انقلابهايى هم كه در اين مدت در گوشه و كنار دنيا اتفاق افتاده، بدون استثناء - يعنى تا آنجايى كه من اطلاع دارم، حتى يك مورد استثناء براى اين پيدا نمىكنم - اين مبانى تغيير كرده است.اين براى انقلاب ما يك پديدهى معجزآسا و بىنظير است كه ما امروز همان شعارهايى را مىدهيم و همان اصول و مبانىاى را براى خودمان برنامهى عمل قرار دادهايم كه در اول انقلاب همانها اعلام شده بود؛ يعنى در برنامهريزيهاى ما و در خواست ما، هيچ تخطىاى از اين اصول صورت نگرفته است. اين خيلى مهم است. روشها تغيير پيدا مىكنند، لكن مبانى و اصول باقى مىمانند. اين اصول اساسى باقى مانده. همهى دشمنى و خصومتى هم كه با انقلاب ما انجام مىگيرد، براى بقاء اين اصول است. شايد در مرور زمان و در دورههاى مختلف، غبارهايى بر روى اين اصول نشست؛ اما امروز انسان مىبيند كه اين اصول از هميشه شفافتر، زندهتر و برجستهتر مطرح است؛ در زبان شما و در شعارهاى شما و در برنامههايى كه اعلام مىكنيد، اينها مطرح مىشود و شماها چون مسئول هستيد، آنچه كه مىگوييد، در مقام حرف باقى نمىماند و يك خط و شيار و عمقى را در جامعه بهوجود مىآورد؛ اين طبيعت مسئوليت است. البته در بينالهلالين عرض بكنيم كه به همين علت، مسئوليت حرفزدنهاى شما هم بالا مىرود و اينطور نيست كه حرفى كه مىگوييم، مثل خطى كه روى آب مىكشيم برطرف بشود؛ نه، حرفى كه مىزنيد، در واقعيتها و در ذهنيتهاى جامعه، تأثيرات ماندگارى دارد؛ حالا كوتاه يا بلند. پس شعارهاى شما، فضاى اصولگرايى و فضاى ارزشهاى انقلابى و فضاى وفادارى به مبانى امام و انقلاب را بر جامعه حاكم كرده است؛ اين خيلى چيز باارزشى است. اولين و مهمترين شاخصهى دولت شما اين است.دوم، همين پايبندى به عدالت است كه عرض كرديم. ممكن است شماها نتوانسته باشيد - يا تا آخر هم نتوانيد - همهى آنچه را كه در مورد عدالت مىبايد انجام داد، انجام بدهيد؛ لكن نفس رويكرد شما به عدالت، چيز بسيار باارزشى است و هر مقدارى كه مىتوانيد بايستى حركت كنيد كه:
به راه باديه رفتن به از نشستن باطل
كه گر مراد نجويم بهقدر وسع بكوشم
كه گر مراد نجويم بهقدر وسع بكوشم
كه گر مراد نجويم بهقدر وسع بكوشم