اين باب تأليف كرده «كتاب الإجازات لكشف طرق المفازات فيما يحصى من الإجازات» نهاده ؛ و اينگونه كتب در بسط و اختصار ، بر حسب تفاوت مؤلّفانشان در اطّلاع و طولِ باع و ديگر غايات ، متفاوت هستند». شايان ذكرست كه شيخ ـ طاب ثراه ـ كثيرى از اجازات شيعه را پس از همين مطلب در الذريعه ياد كرده است ؛ شماره اين اجازات مذكور را آقاى علينقى منزوى «پيرامن هشتصد» نوشته است و گفته : «آشكار است كه اين شماره 4 يكصدم همه [آن] اجازه ها كه در ميان دانشمندان داد و ستد شده نمىباشد». شيوه بسيارى نويسندگانِ اجازه نامه چُنين بوده كه سلسله سند را به يكى از مشايخ بزرگ مىرساندند و بر او توقّف مىكردند ؛ مثلاً اجازه دهنده مشايخ سلسله خويش را تا طبقه شهيد ثانى يا شهيد اوّل يا شيخ طوسى نام مىبُرْد و باقىِ افراد را وامىگذارْد ، زيرا طرقِ مشايخ بزرگ معلوم است و هميشه نيازى به ذكرِ آن طرق نيست. بررسىِ اجازهو اجازهنامه ها در شناختزندگىپيشوايان حديث و راويان و استادان و شاگردان ايشان كه مهره هاى اين زنجيره هاى حديثى بشمار مىروند و همچنين اطّلاع از كتابها و اسنادى كه در دست مىداشته اند و برخى آگاهيهاى تاريخى و اجتماعى پراكنده كه معمولاً در مطاوى ايناجازاتو اجازهنامهها دستياب مىشود ، بسيار سودمندست . از اين رو ، اجازه نامه ها اسنادِ تاريخى ـ فرهنگى پر اهمّيّتى هستند كه نه فقط براى حديث پژوهان ، بلكه براى عمومِ محقّقانِ فرهنگ پژوه نافعاند 1 . با بهره گيرى از : الذريعه ، ج 1 ، ص 123 به بعد ؛ و : دائرة المعارف بزرگ اسلامى ج 6 ، ص 596 (مقاله «اجازه») ؛ و : دائرة المعارف تشيّع ، مقاله هاى «اجازه» و «جازات» ؛ و : فهرست كتابخانه اهدائى آقاى سيّد محمّد مشكوة به كتابخانه دانشگاه تهران ، ج 2 ص 472 .