عجبتر اينكه عينا همان روايت را در همين كتاب در احوال حضرت ابى جعفر محمّد جواد وارد كرده (ج 11 ، چاپ كمپانى ، ص 129 ، باب فضائله و مكارم اخلاقه ، روايت ثانية : كا عن محمّد بن يحيى الخ) و نظير اين در جاهاى متفرّق «بحار» زياد است . و در بعضى جاهاى ابواب صدر روايات و اسناد ، چند كلمه از سند به خطّ مؤلف و مابقى سند و متن به خط غير مىباشد . و از اختلاف خطوط و كتاب كه گاهى به خطّ نسخ و گاهى ثلث و گاهى تحرير و گاهى خوب و گاهى بد مىباشد و همچنين از تفويض مؤلف امر نقل روايات را به صاحبان خطوط ، پّر روشن است كه آنها عدهاى از تلامذه و اطرافيان مؤلف بودهاند كه امر نظم را به آنها واگذار نموده و استعانت مىجسته و از طبقه كتّاب و نويسندگان نبودهاند. و در مجموع اين خصوصيات و ضمّ اين قرائن به همديگر ، نتيجه مىتوان گرفت كه مؤلف كتاب را جزوه جزوه كرده و ميان تلامذه و اطرافيان خود بخش كرده و به موجب دستور كه به آنها مىداده ، اخبار را از مظانّش نقل مىكردهاند و به ترتيبى كه اشاره مىنموده و عناوين بابها را مىنوشته به همان ترتيب وضع اخبار در ابواب مىنمودهاند و مواردى كه محتاج به بيان بود ، در ذيل اخبار سفيدى مىگذاشتند و مؤلف به سبب اقتضا بيانى با خطّ خود در موارد مىنوشته و در همه اين احوال ، گاه در يك مجلس و گاه متفرّق بودهاند . و همچنين استفاده مىشود كه تمام كتاب در زمان مؤلفش از مسودّه به مبيضّه منتقل نشده ؛ بلكه بعضى مجلّدات آخرى به همان نحو در مسودّه باقى ماندهاست ، و براى اين مطلب ، علاوه بر شواهدى كه گذشت كه دلالت داشتند به عدم فراغت و كثرت اشتغالات تأليفى و مشاغل شرعى مؤلف كه غالبا ممكن نكرده كه به چيزى مىنوشته ، مرتبه ديگر مرور نموده و اصلاح نمايد . اين موضوع را شاهد مىتوان گرفت كه در طبعه كمپانى ـ كه اوّل چاپ است ـ در بسيار موارد در ذيل بعضى ابواب بياض ، اصل همان نحو باقى مانده و از اين عجبتر جزء اوّل چاپ تبريز است . والحمد للّه ، قم ، حجة الكوهكمرى