پس از احاطه بر كتب متداول و مشهور، به جستجوىاصول معتبر دور افتادهاى پرداختم كه زمانهاى متمادى يا به علت استيلاى پادشاهان غير شيعى و ائمّه ضلال ، و يا به سبب رواج علوم باطل بين جوانان ، و يا به واسطه بىاعتنايى جماعتى از متأخّران، متروك و مهجور شدهبودند . نظر به اين جهات ، مدتى با نهايت كوشش ، آن اصول معتبر مهجور را از شرقو غرببلاد بهدستآوردم.دراينكار،گروهىاز يارانْ كمكمىكردندو جهت يافتن آنها به هر سوى مىشتافتند تا به فضل خدا ، مقدار زيادى اصول معتبر كه مورد اعتماد علما و مورد رجوع فضلا در اعصار گذشته بودهاند ، نزد من جمع شد و تا آنجا كهتوانايى داشتم،در ترويجو تصحيح و تنسيق و تنقيح آنها كوشيدم و به سبب اينكه زمانه در غايتِ فساد است و اكثر مردم به راهى غير راه مستقيم مىروند و بيم آن داشتم كه آنچه جمع شدهاست ، باز پراكنده گردد ، به ترتيب ، به نظم و جمعآورى آنها مشغول گرديدمو حاصلزحمات خود را در كتابىگرد آوردمكه در ميانمؤلّفاتو مصنّفات قوم ، بى مثل و مانند است و فوايد تازه اين كتاب ، آن است كه آنچه اصحاب ما ـ رضوان اللّه عليهم ـ در تأليفات خود ، اهمال كردهاند ، من جبران كردم و در نتيجه ، مشتمل بر انواع علوم و حكمتها و اسرار است و خواننده را از جميع كتب اخبار ، بى نياز كردهاست. 1 خلاصه مىتوان گفت كه مجلسى با تدوين «بحار الأنوار» كتابى مرجع براى مكتب تشيّع فراهم ساخت كه تا روز رستاخيز ، چشمهاى جوشان خواهد ماند . همين ويژگىها سبب شد كه آثار علاّمه و بويژه «بحار الأنوار» ، مورد توجّه پژوهشگران قرار گيرد . اين اهتمام از سالهاى نخست رحلت مجلسى مشهود است و سيدمحمد بن احمد بن حسين لاهيجى ، كتاب «فهرست الكتب المأخوذ منها البحار» را در سال 1127ق ، تأليف كرد. 2 نخستين ترجمه از جلد اوّل «بحار» هم در سال 1191ق ، انجام شد 3 با گذشت زمان ، اين اهتمام علمى، گسترش و تعميق يافت، تا 1 - بحارالأنوار، ج 1، ص 3 (گزينش و ترجمه). 2 - مجلّه مشكاة، ش 29، ص 159. 3 - الذريعة الى تصانيف الشيعة، ج 3، ص 18.