بد راحلهاى است نفس من را ز هوا
اسفازان رو كه دلير گشته در امر خدا
اسفازان رو كه دلير گشته در امر خدا
وا حسرت از اين نفس من و واعجبا
از دست زبان و نفس خود ، وا
اسفازان رو كه دلير گشته در امر خدا
الهي قرعت باب رحمتك بيد رجائي ، وهربت إليك لاجئاً من فرط
أهوائي ، وعلقت بأطراف حبالك أنامل ولائي
اى آن كه كريمى و رحيمى و حميد
دست من و دامان تو اى ربّ مجيد
دست من و دامان تو اى ربّ مجيد
بر درگه رحمتت زدم دست اميد
سوى تو گريزان شدم از نفس و هوا
دست من و دامان تو اى ربّ مجيد
فاصفح اللّهم عمّا أجرمته 1 من زللي وخطائي
اى آن كه نمودهاى بسى لطف و عطا
كاز عفو و كَرَم مرا بپوشان تو غِطا
كاز عفو و كَرَم مرا بپوشان تو غِطا
از روى كَرَم در گذر از جرم و خطا
افتادهام از هواى نفسم به هلا
كاز عفو و كَرَم مرا بپوشان تو غِطا
وأقلني اللّهم من صرعة ردائي 2 ؛ فإنّك سيّدي ومولاي ومعتمدي
ورجائي ، وغاية مناي في منقلبي ومثواي
مولاى كريمى و حميدى و مجيد
دارم ز تو اميد بهشت جاويد
دارم ز تو اميد بهشت جاويد
آقاى منى و تكيهگاهى و اميد
اى غايت آرزوى من در دو سرا
دارم ز تو اميد بهشت جاويد
1 - «عمّا كنت أجرمته» و «عمّا كان أجرمته» و «عمّا اقترفته» و «خطايَ وردايَ» لايطابق خطّه عليهالسلام . منه رحمهالله . 2 - و در آن دعايى كه فقير به خطّ كوفى از روى خطّ منقول از خط حضرت نوشته ، لفظ «ردائي» نبوده است . در قاموس از براى استخراج معانى لغت ملاحظه شد ، لفظ «ردى» به معنى هلاك به عنوان مدّ نقل ننموده است . پس يا آن است كه سهو القلم ناسخان است از روى خط مبارك آن حضرت ، يا اهل لغت ، اطّلاع به «رداء» به معنى هلاك به هم نرسانيدهاند . منه رحمهالله .