نگاهی به برنامه آمریکایی شبیه‌ سازی دموکراسی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

نگاهی به برنامه آمریکایی شبیه‌ سازی دموکراسی - نسخه متنی

فرهاد مهدوی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید




نگاهي به برنامه آمريكايي شبيه سازي دموكراسي











فرهاد مهدوي



















تاكتيك آمريكا در مقابل ايران بازهم تغيير كرده و از تهديد شوراي امنيت ، تحريم اقتصادي و جنگ نظامي به پروژه دموكراتيزاسيون تمايل يافته است.







پروژه دموكراتيك سازي كه در سال 1374 باتصويب بودجه براي براندازي فرهنگي آغاز شد، قريب به يك دهه (تا سوم تير84) محور اصلي ديپلماسي عمومي آمريكا در رابطه با ايران بود. اما انتخابات باشكوه رياست جمهوري در ايران اين طرح غرب را در ساختاري، شكلي و هويتي با مشكل مواجه ساخت. به گونه اي كه «گروه بحران بين الملل» پس از اين انتخابات اعلام كرد: «رژيم كنوني در حال سقوط نيست و احياي هرگونه جنبش اصلاحات به زمان نياز دارد.» و گري سيك نيز در تحليل مشابهي با تاكيد بر بكارگيري طرح نرم دموكراتيك سازي را در مواجهه با جمهوري اسلامي ايران ، گفت:







«پيامي از داخل ايران شنيده مي شود كه مي گويد همه چيز عليه ماست.»







جايگاه دموكراسي سازي در سياست خارجي آمريكا






شعار دموكراسي و دموكراتيك سازي به عنوان يك ابزار نيرومند،براي تغيير ياد مي شود و در مقاطع گوناگون براي پيشبرد اهداف و تأمين منافع ملي آمريكا به كار گرفته شده است. «تيم ولفوويتز» در زمان جورج بوش پدر از آن با عنوان « آمريكا مركز ثقل دموكراسي و صلح » و «ديك چني» از آن با عنوان « آمريكا كانون دموكراسي » وهانتينگتون در كتاب «موج سوم دموكراسي» به عنوان آزمايشگاهي پر اهميت براي آزمودن اين طرح در سياست خارجي آمريكا در قرن 21ياد كرده اند.







نو محافظه كاران معتقدند اگر كشورهاي خاورميانه الگوي ارزشي دموكراسي غرب يعني اعتقاد به حقوق مرد و زن الگوي آمريكايي، ضرورت وجود احزاب براي ايجاد دموكراسي، نفي خشونت، طرفداري از جامعه مدني و رهايي از قيد وبندهاي دولتي بر مطبوعات را پذيراشوند، آمريكا بدون نياز به جنگ، استيلاي فرهنگي را به دست مي آورد ، همان گونه كه بدون توسل به جنگ به برتري ايدئولوژيك در برابر كمونيسم است يافت. به عقيده نومحافظه كاران ؛ دموكراسي ارزش هاي آمريكايي از طرفي مانع از گرايش مردم منطقه خاورميانه به اسلام مي شود از طرفي يك گذرگاه تجاري ، امنيتي ، و نيروي انساني را براي آمريكا ايجاد مي كند.







بر همين اساس وزارت خارجه آمريكا مناطق مختلف جهان را بر حسب دموكراتيك بودن به 4 بخش تقسيم كرده است:







الف) كشورهايي كه دموكراسي در آن نهادينه شده است( اروپاي غربي و آمريكاي شمالي (







ب) كشورها و مناطقي كه روندهايي از دموكراسي در آن وجود دارد( آمريكا لاتين(







ج) مناطق كه زمينه دموكراسي در آنها وجود ندارد ( قاره آفريقا(







د) مناطقي كه مردم خواستار دموكراسي هستند، ولي ساختار سياسي حاكم توانايي پاسخگويي به تقاضاي مردم را ندارد كه به اعتقاد آنها 22 كشور منطقه خاورميانه داراي چنين خصوصيتي هستند.







در پروژه دموكراتيك سازي، مرحله «سرنگون سازي» از طريق فشار بيروني مانند عراق نيست. بلكه آمريكا با پيگيري يك فرآيند آرام «دگرگون سازي» را از طريق ترغيب، تشويق و يا اجبار كشورهاي منطقه به انجام اصلاحات از درون و يا از طريق حمايت از جريانهاي اصلاح طلب ، انجام مي دهد.







دموكراسي ميليتاريزه شده






دموكراسي كه آمريكا براي كشورهاي منطقه دم مي زند يك دموكراسي تحميلي و تحكمي است كه از آنجايي كه با روح «دمو» ) مردم ) ناسازگار است با تهديدات نظامي و ميليتاريستي به خورد مردم داده مي شود اين كه آمريكا چرا به دو گزينه شبيه سازي « دموكراسي» و براندازي نظام هاي مردم سالار منطقه اي ناسازگار به آمريكا روي آورده است زياد پوشيده نيست ؛







1 . آمريكا در شبيه سازي به دنبال آن است كه به كشورهاي سلطنتي منطقه كه بر آنها سلطه كامل دارد وجهه اي مردم سالار بدهد.







2 . رويكرد سود محورانه آمريكا به جهان اسلام و ظلم هايي كه در حق مسلمانان روا داشته است باعث بيداري اسلامي در منطقه شده است.







آمريكا دريافته است كه قبل از اينكه موج بيداري اسلامي به مرحله توفان زاي خود برسد بايد از طريق يك سياست پيشگيرانه، ايجاد دموكراسي هاي قطره چكاني در كشورهاي حامي ، از آن جلوگيري كند. بدين ترتيب پروژه « امنيت سازي » نيز به اهداف خودش رسيده است.







ايران دموكراسي نامطلوب آمريكا






مقامهاي آمريكايي همواره مردم سالاري ديني ايران را يك عامل «مزاحم آفرين» براي آمريكا ياد كرده اند و به همين دليل تلاش كردند تا درتنظيم قانون هاي اساسي افغانستان وعراق گزينه دموكراسي غربي را برگزينه جمهوري اسلامي مقدم كنند. آمريكائيها از نضج گرفتن نظامي نظير ايران در اين دو كشور به شدت نگران بودند. آنها تلاش بسياري كردند كه قوانين اين دو كشور از لحاظ شكلي و ساختاري با ايران تفاوت داشته باشد. اما از رسيدن به مقاصد خود در افغانستان و بويژه در عراق ناكام ماندند.







پايگاه رسانه اي شوراي روابط خارجي آمريكا در توضيح اين راهبرد مي نويسد: «واشنگتن پيش از قدم نهادن در نزاع پيچيده سياست ايران بايد عاقلانه عمل كند و پيش از هركاري با مجموع پيچيدگي ها و تناقضات ايران آشنا شود.







بايد توجه داشته باشيم كه مقوله تغيير رژيم ايران بيشتر يك شعار است تا سياست. آمريكا قطعاً در مناقشات داخلي ايران نفع، نهفته اي دارد. ايران تغيير مي كند، اما اين تغيير تحميلي يا تسريع شده از طرف خارج نخواهد بود. بهترين حالت تأثيرگذاري ، ارتباط داشتن با جامعه ايران از طريق تبادلات فرهنگي، آكادميك است. مدتهاي طولاني ما به حربه زور متوسل بوده ايم اما حالا زمان آن فرا رسيده است تابه وسيله سياست ملايم خود، ايران را تحت تأثير قرار دهيم. با وارد كردن ايران به اقتصاد جهاني ، آمريكا مي تواند باعث ايجاد فشارهاي داخلي در ايران به منظور شفاف سازي و تمركز زدايي در اين كشور شود. اين خود باعث مي شود ايران به سمت يك عملكرد پاسخگوي بين المللي حركت كند: آمريكا با يك شيوه چند بعدي ، بهتر مي تواند سياست هاي تحريك آميز ايران را در كوتاه مدت خنثي كند و در درازمدت نيز گذر دمكراتيك را در ايران تقويت كند.»







اين مقاله حتي حل مسئله هسته اي ايران را نيز در گروه عملياتي كردن اين راهبرد مي داند و تصريح مي كند:







«واشنگتن بايد بپذيرد كه دكترينش در خصوص حمله پيشگيرانه و لفاظي هاي خضمانه اش امكان تغيير دادن مسير هسته اي ايران را محدود كرده است و اكنون بايد با تلفيقي هوشمندانه از مشوق ها و مجازات ها به اهداف خودش دست يابد.»(1)







راهكارها و شيوه هاي اجرايي كردن راهبرد دمكراتيك سازي :






درهمين حال محافظه كاران آمريكا براي آنچه كه تغيير رژيم ايران مي دانند 9راهكار ارائه كرده اند كه از مهمترين آنها حمايت از جنبش هاي ليبرال است. «نيوت گينگريچ» از اعضاي برجسته جمهوريخواه آمريكا در امور امنيت داخلي و دولتي در جمع كميته فرعي اداره مالي فدرال و امنيت دولتي و بين المللي با ذكر اين نكته جامعه ايران تشنه آزادي است . حمايت از جنيش هايي كه او آنها را طرفداران دموكراسي مي ناميد، به عنوان يكي از راهكارهايي براي تغيير نظام جمهوري اسلامي نام مي برد و مي گويد: «آمريكا از يكسو بايد تلاش كند به گروههاي ايراني كه خواستار گذار دموكراتيك كشورشان هستند، دست يابد و به آنها در فعاليتشان كمك كند. . از سوي ديگر نيز« بايد نقاط ضعف ايران به صورت گسترده علني و برجسته شود.» دموكراسي در عراق فشار شديدي بر رژيم ايران اعمال مي كند و....(2)







گينگريچ رئيس اسبق مجلس نمايندگان آمريكا مي گويد : تغيير ر‍‍ژيم ايران از طريق دموكراتيك تلاشهاي تهران براي دستيابي به سلاحهاي هسته ي كمرنگ خواهد كرد . وي مي گويد : همه سطوح دولتي آمريكا بايد از آرمان نارا ضيان ايران حمايت كند ، همانگونه كه ايران از حزب اله لبنان حمايت مي كند . آمريكا نيز بايد سالانه يكصد ميليون دلار براي كمك به مردم ايران براي متوقف ساختن حاكمان تهران هزينه كند.(3)







نيكلاس برنز معاون وزير امور خارجه آمريكا در امور سياسي نيز مي گويد : ايالت متحده آمريكا با همكاري با متحدين و دوستان در سراسر جهان تلاش خواهد كرد ايران را منزوي كند ، آمريكا در صدد راه حلي ديپلماتيك در قبال آمال هسته اي ايران است و تلاش خواهد كرد جنبش دموكراسي و حقوق بشر در ايران را پيش ببرد .







وي كه در دانشكده مطالعات بين الملل پيشرفته دانشگاه جانزهاپكينز سخنراني مي كرد از دگرانديشان ايراني و فعالان حقوق بشر به عنوان قهرمانان تمجيد كرد و گفت : مبارزه روشني بين دولت مرتجمع ايران و اكثريت ميانه رو در كشور در جريان است و ايالات متحده از طريق يك تارنماي (سايت) فارسي و برنامه هاي راديويي با مردم ايران تماس بر قرار كرده و با اهداي ميليونها دلار جهت مطالعات مختلف از حقوق بشر و حمايت از سازمانهاي غير دولتي كه به اجراي برنامه هاي مربوطه به دموكراسي مي پردازد جهت اصلاحات دموكراتيك حمايت مي كند .(4)







روزنامه مكزيكي اونيورسال نيز با عنوان نوع برخورد با ايران با بيان اينكه، تحريمهاي اقتصادي و تهاجم نظامي براي ايران كارساز نيست، نوشت: «حمله نظامي به ايران اشتباه بزرگي است و بايد كاري كرد كه مردم ايران در درازمدت و با حمايت دموكراسي هاي غربي رژيم را از داخل تغيير دهند اين نشريه تصريح كرد: و براي آنكه رژيم ايران از داخل به نحو صلح آميزي تغيير يابد دستكم ده سال زمان نياز است.»(5)







«اونيورسال» علت زمان بربودن اين طرح را اين چنين بيان مي كند: تقريباً تمام مردم ايران بر اين باورند كه كشورشان همچون سايرين حق دارند كه از انرژي هسته اي براي مصارف صلح آميز برخوردار شود. بسياري از جوانان طرفدار دموكراسي هستند.







البته به شدت نيز حس ملي گرايانه دارند. در چنين شرايطي اگر غرب در تلاش خود براي حل بحران ايران يك گام اشتباه بر دارد اين امكان وجود خواهد داشت كه بسياري از اين جوانان در موضع حمايت از كشورشان بر آيند. حس ملي گرايانه جوانان ايراني همچنين امكان دارد كه با رفع تحريم اقتصادي به نحو قابل ملاحظه اي بيدار شود.







استراتژي پنهان






دموكراسي سازي اگرچه قواعدي آشكار، چون حقوق بشر، آموزش ، تصويب قوانين، تشكل سازي و آزادي بيان از عناصر اصلي آن به شمار مي آيند اما در تاريكخانه خود داراي استراتژي پنهاني است كه كشور را به آن سمت هدايت مي كند. در اين باره «مايكل كربگ» تحليگر ارشد «بنياد استنلي» مي نويسد: اقدامات آمريكا عليه ايران كه تحت عنوان « استراتژي پنهان و تاكتيكي ايالات متحده، مي باشد براساس سرفصلهاي : «اعمال فشار، منزوي ساختن، تضعيف براندازي است.» اما جالب تر از اين گفته «گري سيك» مشاور امنيت ملي ريگان و عنصر شوراي روابط آمريكائيها و ايرانيان مي باشد وي مي گويد:« نگراني من اين است كه ايراني ها به اين نتيجه بر سند كه نگران نباشند و اين بسيار خطرناك است». (6)







و به همين جهت است كه هر روز ترس بين المللي از ايران و ترساندن مردم ايران از اقدامات صاعقه گون بين المللي در ميليونها واژه خبرگزاريها منتشر مي شود.







كلام آخر :






بنيادهايي چون خانه آزادي ، هريتيج ، رند ، اينترپرايز ، واشنگتن پرايز ، كارنگي ، مركز نيكسون و ... اگر چه ارائه كننده پروژه دموكراسي خواهي آمريكا در قالب هاي فرهنگي و سياسي محسوب مي شوند ، اما در واقع يك زنجيره تكميل كننده براندازي نظامها براي تحقق سلطه بر امور كشورها هستند.اين واقعيت در اوكراين ، گرجستان ، قرقيزستان و ... مشاهده شد. با اين كه پروژه دموكراسي سازي و احداث كارخانه توليد روشنفكر در ايران توسط غرب داراي سابقه بيشتري است و به عبارتي جنگ دموكراسي غرب در ايران زودتر كليد زده شده است ، اما هنوز از چند سنگر فراتر نرفته است. به عبارت خودشان جنگ دموكراسي در ايران هنوز در مرحله بنگ بنگ هاي كودكانه است و اين فرصت ده ساله جديد هم شايد كفايت نكند. علت ناموفق بودن پروژه هاي دموكراسي و تكرار نشدن انقلاب هاي به اصطلاح مخملي در ايران واقعيتي است كه مردم شناس معروف آمريكايي به آن اشاره مي كند.







ويليام او.بي.من استاد دانشگاه براون آمريكا و مدير تحقيقات خاورميانه مي گويد :







ايران اروپايي شرقي نيست و جدايي مردم از حاكميت آن گونه كه ما در اروپاي شرقي شاهد آن بوديم و باعث انقلابهاي مخملي شد در ايران وجود ندارد. اما نبايد اين را انكار كرد كه اكنون آمريكا براي توقيف فناوري هسته اي ايران در صدد استفاده از اين ابزار است كه به نوشته روزنامه نيوز دي اولين گام آن بدبين كردن مردم به حاكميت است. و بدبين كردن به حاكميت چون زمان بر است در صدد هستند چانه زني هاي هسته اي را به درازا بكشند. روزنامه گاردين در اين مورد هم مي نويسد : موفقيت مذاكرات با ايران اين نيست كه ايران را بطور كل از دستيابي به پيشرفت هسته اي محروم كند بلكه اينست كه با به درازا كشيده شدن مذاكرات روند اين پيشرفت كند شود 0 به نوشته گاردين زمان به اين دليل مي تواند مفيد باشد كه در پي آن تغييرات را نيز با خود خواهد آورد كه از جمله اين تغييرات مي توان به تغييرات در ميان مردم جامعه و در سطح روشنفكران ايران اشاره كرد و اين مي تواند تغييراتي در سطح سياستمداران ايران و نه تغيير رژيم بوجود آورد كه با تحميل فشار از خارج و هماهنگي از داخل و يا با تغيير چهره هاي كليدي ايران ممكن است اين اتفاق روي دهد 0 (7)















1 . واحد مركزي خبر 7/9/84




2 . خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اينترنتي اينتراپرايز 9/ 9/84




3 . منبع واحد مركزي خبر 15/9/84




4 . منبع www.usinfo.com سايت وزارت خارجه آمريكا 30 نومبر 2005




5 . اونيورسال 1 دسامبر 2005




6-www.Antiwar.com




7 . گاردين 30 نوامبر 2005





با تشکر فراوان از آقاي فرهاد مهدوي که اين مقاله را براي ما ارسال داشته اند ، براي ايشان آرزوي موفقيت بيش از پيش را از خداوند منان خواهان وخواستاريم . کاهاني

/ 1