بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
وى را همراهى نمود. سعدالدين پس از مسافرت از طريق بيجاپور و ديگر شهرهاى مهم هند; مانند برهان پور مندو اجاين آگرا دهلى و لاهور با هديه هاى ارزنده اى از هند به شيراز بازگشت و پس از مدتى براى زيارت به مكه و مدينه رفت و سپس عتبات مقدسه را در عراق زيارت كرد. وى پس از بازگشت به شيراز مجدداً آن جا را در سال 997قمرى (1588 ـ 1589م.) به قصد هندوستان ترك كرد. در اين سفر ملا شكيب شاعر و عنايت الله اردستانى ملقب به سعد وى را همراهى مى كردند. خواجه يك سال بعد وارد بيجاپور شد و در پست خود مشغول به خدمت شد. پس از عزل شدن دلاورخان از نيابت سلطنت خواجه محبوب ابراهيم شد. در سال 0001قمرى (1591م.) او به عنوان سفير و نمانيده رسمى به دربار برهان شاه در احمدنگر فرستاده شد. موفقيت هاى وى سبب شد كه ابراهيم او را به دربار قطب شاهى در حيدرآباد اعزام نمايد. خدمات خواجه سعدالدين در سركوبى شورش اسماعيل بن طهماسب موجب شد وجود وى براى سلطنت ابراهيم ضرورى شود. وى افراد دلاور و شجاع را به خدمت دربار ابراهيم درآورد و افراد نالايق را اخراج كرد. در سال 3001قمرى (1594 ـ 1595م.) خواجه از سوى سلطان به وزارت ماليه (جملةالملك) منصوب شد كه بدين ترتيب وى در رأس حكومت قرار گرفت. ابراهيم مى توانست زبان فارسى را به طور ضعيف بنويسد اما با آموزشهاى خواجه در تكلم به زبان فارسى مهارت پيدا كرد. او كه قبلاً عنوان (شاه نوازخان) را به خواجه داده بود با اعطاى عنوان (عنايت خان) به وى از خدماتش قدردانى كرد(1). خواجه معمارى ماهر بود. در سال 8001قمرى (1599 ـ 0016م.) مأمور شد تا شهرى را به نام (نوراز پور) در سه كيلومترى غرب بيجاپور بنا كند كه مطابق با ذوق و سليقه احساسى و موزيكال سلطان باشد. وى بهترين طرّاحان معمارها نماكاران سنگ تراشان و نجّارها را از مناطق مختلف دعوت به همكارى كرد و به كمك آنان شهر منحصر به فردى را طراحى و بنا كرد كه داراى كاخ ها بازارها