بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
اوايل سال1012قمرى (1603م.) چند وظيفه رسمى به او واگذار شد كه احتمالاً در خصوص طرح واگذارى اراضى در كابل بود. در ربيع الاوّل 1012 قمرى (اوت 1603م.) وى آماده عزيمت به آن جا شد اما ظاهراً مأموريتش لغو شد; زيرا ترسيدند از آن جا عازم ايران شود. قاضى در نامه اى به مولانا بهاء الدين عاملى نوشت: (مدتى است كه بخت از من روى گردانده است. هند پست و نكبت بار مرا دچار رنجهاى توانفرسايى كرد. نه تنها سلطان اكبر حمايت و توجهات خيرخواهانه اش را از من قطع كرده است بلكه درهاى عزيمتم به خراسان و عراق را هم بسته است. وقتى ظلم و ستم بر من شدّت گرفت و رنجها و غصّه ها افزايش يافت تصوّر كردم كه اين هند همان هند (همسر ابوسفيان و مادر معاويه) است كه جگر عموى بزرگوارم (حمزه) را خورد.) آلام و شدايد قاضى نورالله را از تعقيب امور علمى و رسالت مذهبى اش باز نداشت. او در حالى كه به وسيله دشمنان سرسخت سنى احاطه شده بود و هيچ حمايت سياسى هم نداشت اثربزرگش (احقاق الحق) را در ربيع الاول 1014 قمرى (اوت 1605م.) به پايان رساند. بار ديگرقاضى در خاتمه آن نوشت: روزگار بدفرجام مرا به هندوستان نكبت آميز تبعيد كرد. اين پير زن ملعون و خبيث (هندوستان سلطان اكبر) به درد و رنجم افزوده است. بارها معتقد شدم اين كشور همان هند جگرخوار است كه جگر عموى بزرگوارم (حمزه) را خورد اما نعمت عشق به اهل بيت(ع) قلبم را مالامال از حيات كرده است. قاضى (اگرا) را شهرى منفور و محل شيطان توصيف مى كرد و براى حفظ مؤمنين (شيعيان) از مكر و نيرنگ سنيهاى (اگرا) دعا مى كرد. احقاق الحق كتاب (ابطال نهج الباطل و اهمال كشف العاطل) نوشته فضل الله امين فرزند روز بهان را رد مى كند. وى به خاطر محل تولد به (خونجى شيرازى) و به خاطر محل زندگى به (اصفهانى) ملقب بود و به خواجه ملاّ يا خواجه مولاناى اصفهانى اشتهار داشت. خواجه درسال860قمرى (1456م.) در شيراز متولد شد و در آن جا رشد يافت و يك شافعى متعصب گرديد. او يكى از حاميان برجسته يعقوب حاكم بيندارى در غرب ايران بود (كه در طول حكومتش اصلاحات متعصبانه سنى را به عمل آورد). پس از به قدرت رسيدن شاه اسماعيل صفوى