بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
بلافاصله از جاى برخاست و نماز شكر بجاى آورد. آنگاه مردم را مورد خطاب قرار داده و گفت: (برخى افراد با على(ع) بيعت كرده اند. از خدا بترسيد و على(ع) را حمايت و تقويت كنيد. به خدا على(ع) از آغاز تا پايان عمر خود شيفته حقيقت بوده است و پس از پيامبر اكرم(ص) او شايسته ترين انسانهاست و تا روز قيامت كسى قادر نيست در تعالى و تكامل روحى به حدّ او برسد. من خدا را شكر مى كنم كه او توانسته است به خلافت برسد). حذيفه براى دو پسرش (صفوان و سعد) پيشگويى كرد كه در مدت زمان خيلى كوتاهى على(ع) درگير جنگ خواهد شد و از آنان خواست كه على(ع) را يارى كنند و به خدا سوگند ياد كرد كه على(ع) در مسير حق و دشمنانش همگى در مسير باطل خواهند بود. هر دو پسر حذيفه سفارش پدر را اطاعت كردند. حذيفه در سال 36 قمرى (657م.) در مدينه در گذشت و در آخرين لحظات حياتش اين سخنان را بر زبان آورد: (پروردگارا تو مى دانى كه من همواره فقر و تنگدستى را بر فراوانى سادگى را بر شهرت و اعتبار و مرگ را بر زندگانى ترجيح داده ام. دوست و بنده تو با دست خالى به سوى تو مى آيد)(1). بلال بن رياح: يك برده حبشى در مكه بود. وى يكى از نخستين كسانى بود كه اسلام آورده بود. هنگامى كه او تغيير مذهب داد كفار قريش بيرحمانه او را شكنجه كردند; اما ابوبكر او را خريد و آزاد كرد. در سال اول هجرى پيامبر اكرم(ص) بلال را مأمور گفتن اذان كرد; چرا كه اوصدايى دلنشين داشت. روزانه پنج نوبت حضور وى در پيش چشم مسلمانان آنان را به ياد عزم پيامبر(ص) مى انداخت كه بايد قوم گرايى و قبيله پرستى را ريشه كن كنند. پس از رحلت پيامبر(ص) بلال ديگر اذان نگفت. وى از بيعت با ابوبكر خوددارى كرد. عمر در حالى كه لباس پشمينه بلال را گرفته بود از او پرسيد: چرا از ابوبكر تبعيّت نمى كنى؟ بلال پاسخ داد: اگر ابوبكر او را براى خدا آزاد كرده است او نيز بايد براى خدا ابوبكر را تنها گذارد و اگر وى براى شركت در جهاد آزاد شده پس بايد براى انجام اين وظيفه خود را آماده كند. او قصد نداشت با خليفه اى كه منصوب پيامبر(ص) نبود بيعت كند. سرانجام بلال كه توان تحمل فشارهاى مستمر و مداوم عمر را نداشت در سوريه عزلت گزيد. وى در دمشق به بيمارى طاعون از دنيا رفت(1). عدى پسر حاتم طائى: فرد صاحب نام و شاعر قبل از اسلام است كه به قبيله (طيّ) تعلق داشت. در سال نهم قمرى (630م.) به دين اسلام گرويد. او از جانب پيامبر(ص) مأمور وصول ماليات از قبيله (طى) و قبيله (اسد) بود. وى شديداً از عثمان بيزار بود. در جنگ جمل تحت امر على(ع) جنگيد و يك چشم خود را از دست داد. سه تن از پسرانش در جنگ صفّين به دست نيروهاى معاويه كشته شدند. عدى در شيوايى سخن و حاضر جوابى مشهور بود.