شیعه در هند نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شیعه در هند - نسخه متنی

عباس اطهر رضوی؛ ترجمه: واحد ترجمه مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

فرمود: (صعصعه! نبايد از عيادت من در جهت افزايش تعداد پيروان خود استفاده كنى). صعصعه در جواب گفت: (به
خدا قسم من فكر مى كنم
عيادت شما از من
يك رحمت الهى است براى من).
او در زمره گروه سران كوفه بود كه براى شكايت از استانداران منصوب عثمان
عازم مدينه شد. عثمان به
گروه مزبور دستور داد نماينده اى انتخاب كنند. آنها صعصعه را انتخاب كردند. اما عثمان از مذاكره با
وى به بهانه جوان بودنش خوددارى ورزيد. صعصعه گفت: (معرفت و دانش به اكتساب مربوط است
نه به سن و سال).
وى شكايتها را بر مبناى آيات قرآنى بيان كرد. عثمان تحمل خويش را از دست داد و او را از خانه اش اخراج
كرد.
صعصعه در جنگهاى جمل
صفين و نهروان شركت داشت. معاويه تلاش كرد وى را از عفو عمومى كه طى قرارداد صلح
با امام حسن(ع) به آن ملتزم شده بود
مستثنى كند. صعصعه به دستور معاويه دوبار براى لعن حضرت امير(ع)
بالاى منبر رفت. ولى هر بار به گونه اى از على(ع) ياد مى كرد كه در حقيقت معاويه به جاى على(ع) مورد لعن
قرار مى گرفت. جمعيت هر بار مطابق رسم به منظور تأكيد مطلب
(آمين) مى گفتند. صعصعه با ظرافت تمام هيچ
فرصتى را براى انتقاد و بدگويى از معاويه از دست نمى داد. به فرموده امام جعفر صادق(ع) صعصعه بهتر از
تمام ديگر پيروان على(ع) قادر به دفاع از على(ع) بود(1).
محمد بن ابى حذيفة بن عتبة بن ربيعة بن عبد شمس بن عبد مناف: از اشراف بنى اميّه و يكى از رهبران حركت
ضد عثمان در مصر بود. هنگامى كه به دست معاويه افتاد
معاويه به دليل ملاحظات فاميلى
او را نكشت; اما
او را به زندان افكند. پس از مدتى
معاويه محمد را به دربار احضار كرده و به او گفت: (ستمگران
عثمان بى
گناه را كشته اند و او و دوستانش در صدد انتقام از قاتلين هستند. لذا محمد بايد از دوستى خويش با
على(ع) شرمنده باشد). محمد در پاسخ گفت: (من از بستگان تو هستم و تو را كاملاً مى شناسم. به خدا قسم تو
مسؤول قتل عثمان هستى. عثمان هم مانند تو
ستمگران را به عنوان استانداران خويش منصوب كرده بود.
مهاجرين و انصار مصرانه از عثمان خواسته بودند كه تو و همقطارانت را كنار بگذارد; چرا كه شماها
ستمگريد و به سنت پيامبر(ص) پشت پا زده ايد. عثمان اعتنا نكرد و به جنايات تو
به سزاى خود رسيد. طلحه و
زبير مردم را به قتل عثمان تحريك كردند.) محمد افزود: (اى معاويه اسلام هم تو را عوض نكرد و تو به غلط
مرا به خاطر دوستى با على(ع) سرزنش مى كنى. بر عكس منافقين و پيروان ابوسفيان كه براى حفظ جان خويش
اطراف پيامبر گرد آمدند
ا
يمان خود را به تو فروخته اند و دگرگون شده اند. تو و پيروانت به جرايم و جنايات آنها بى اطلاع نيستيد.
به خدا قسم تا وقتى من زنده ام
على را دوست خواهم داشت; چرا كه آن را مايه تقرب به خدا مى دانم) معاويه
صبر خود را از دست داد و او را به زندان برگرداند و سرانجام

/ 709