غاية القصوى (فارسي)

محمد کاظم طباطبایی یزدی؛ مترجم: عباس قمی

نسخه متنی -صفحه : 551/ 542
نمايش فراداده

كتاب الاعتكاف

بسم الله الرحمن الرحيم

ودر ان يك مقدمه ودو باب است

اما مقدمه

در بيان فضيلت اعتكاف وان سنت مؤكد است بمقتضاى آيات واخبار بسيار وحضرت رسول صلى الله عليه وآله هميشه در دهه اخر رمضان اعتكاف مىنموده اند مگر در ساليكه جنگ بدر در ان واقع شد ودر سال بعد از ان قضاى آن را بعمل اورده اند واز انحضرت منقول است كه اعتكاف دهه اخر رمضان برابر است با دو حج ودو عمره ومراد باعتكاف ماندن در مسجد است بقصد عبادت بلكه بعيد نيست كافى باشد قصد خود ماندن كه عبادت است هر چند در نيت قصد عبادت ديگر نداشته باشد لكن خلاف احتياط است واعتكاف صحيح است در هر زمانى كه روزه در ان صحيح باشد وافضل اوقات ان شهر رمضان است بخصوص دهه اخر ان واعتكاف دو قسم است واجب ومندوب واعتكاف واجب در صورتى است كه بنذر يا عهد يا قسم بر خود واجب كرده يا بشرط در ضمن العقد يا باجاره ونحو انها ملتزم بان شده باشد پس در اصل شرع مستحب است وبالعرض واجب مىشود وجايز است اعتكاف براى خود يا بنيابت از ميت وايا جايز است بنيابت زنده بعمل اورد يا نه دو قول است وجواز ان بعيد نيست بلكه اقوى است وضرر ندارد اعتبار روزه در ان با انكه روزه را بنيابت زنده نمىتوان بعمل اورد زيرا كه اعتبار روزه در ان تبعى است نظير اعتبار نماز در طواف كه جايز است طواف از حى با انكه نماز هم بنيابت زنده مشروع نيست :

باب اول در شرايط صحت اعتكاف

وان چند چيز است :

اول

ايمان واعتكاف غير مؤمن باطل است

دويم

عقل پس صحيح نيست از مجنون هر چند ادوارى باشد كه در وقت جنون او باطل است وهم چنين باطل است اعتكاف مست وغير او از كسانيكه فاقد العقل باشند