ولى بعضى «1» از مفسرين گفتهاند: مراد از" ميمنة" طرف دست راست است، و اصحاب دست راست كسانى هستند كه در قيامت نامه اعمالشان به دست راستشان داده مىشود، ولى اين سخن درست نيست، زيرا در مقابل اصحاب ميمنه به اين معنا اصحاب مشئمه قرار نمىگيرد.
" وَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِنا هُمْ أَصْحابُ الْمَشْأَمَةِ" آيات موجود در خارج وجود انسان در پهناى جهان و آيات موجود در داخل ذات انسان آيات و ادلهاى است كه بر يگانگى او در ربوبيت و الوهيت و لوازم اين يگانگى دلالت مىكند، و رد اين ادله كفر به آيات خدا و به خود خدا است، و نيز كفر به قرآن كريم و آيات شريفه آن است، و نيز كفر به هر حكمى است كه از طريق رسالت نازل شده و ظاهرا مراد از آيات، مطلق آيات است، و" مشئمه" ضد ميمنت است.
" عَلَيْهِمْ نارٌ مُؤْصَدَةٌ" يعنى آتشى مستولى بر آنان است كه از هر سو احاطهشان مىكند.
در مجمع البيان در تفسير آيه" وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ" نقل مىكند كه بعضى گفتهاند معنايش اين است كه: تو در اين شهر محل (به ضمه ميم در مقابل محرم) هستى، و مراد اين است كه براى تو حلال است كه هر كس را كه از كفار بخواهى به قتل برسانى، و اين فرمان مربوط به روز فتح مكه است كه آن جناب مامور به قتال با كفار بود، و خداى تعالى قتال و كشتن كفار را برايش حلال كرد، و خود آن حضرت فرمود: اين عمل براى احدى قبل از من حلال نبود، و براى احدى بعد از من نيز حلال نخواهد شد، و براى من نيز بيش از ساعتى از روز حلال نشده، (نقل از ابن عباس و مجاهد و عطاء) «2».
و نيز در ذيل همين آيه نقل كرده كه بعضى گفتهاند: معناى آيه" لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ" اين است كه: من ديگر به اين شهر سوگند نمىخورم كه تو در آن حلال و بى حرمت شدى، و با اينكه مردمش پاس حرمت عرض تو را نگه نداشتند، ديگر اين شهر هم حرمتى ندارد، (نقل از ابى مسلم). و نيز از امام صادق (ع) روايت شده.
(1) مجمع البيان، ج 10، ص 496. (2) مجمع البيان، ج 10، ص 493.