1 . قضيّه شرطى به متّصل و منفصل تقسيم مى شود و هر يك از اين دو نيز به لزومى و اتفاقى ، عنادى و اتفاقى تقسيم مى شوند .
2 . قضيّه شرطى منفصل به حقيقى ، مانعة الجمع و مانعة الخلوّ تقسيم مى شود . در منفصل حقيقى ، اجتماع و ارتفاع مقدّم و تالى محال است ؛ در مانعة الجمع ، اجتماع مقدّم و تالى محال ، ولى ارتفاع آن دو ممكن است ؛ در مانعة الخلوّ ، ارتفاع مقدّم و تالى محال ، ولى اجتماع آن دو ممكن است .
3 . قضيّه شرطى متّصل و منفصل به اعتبار ويژگى ها ، شرايط و زمان هاى وقوع اتصال و يا انفصال بين مقدّم و تالى به شخصيّه ، مهمله و محصوره تقسيم مى شود .
4 . هر يك از قضاياى حملى و شرطى به لحاظ صورى به يكديگر تبديل مى شوند .
5 . ساختار منطقى قضاياى حملى و شرطى به دليل جابه جايى اجزاى قضيّه ، اختصار مخلّ و ... دچار پيچيدگى و تحريف مى شود ؛ به چنين قضايايى در اصطلاح محرّف مى گويند .
6 . صدق و كذب در قضيّه شرطى تابع صادق يا كاذب بودن هر يك از مقدّم و تالى به تنهايى نيست . بلكه به درستى و يا نادرستى نسبت اتصال يا انفصال در قضيّه است.