صفحهى 140
و منوء آفل و يمضون أرسالا، إلى غاية الانتهاء، و صيّور الفناء خ 83 7 تا 11 است، فريبندهاى بى دوام و سايهاى در حال غروب است اهل دنيا تا پايان زندگى و نابودى پيش مىروند)
5- پرهيز از شيطان زدگى و حذّركم عدوّا نفذ فى الصّدور خفيّا، و نفث فى الآذان نجيّا... أنكر ما زيّن، و استعظم ما هوّن و حذّر ما أمّن خ 83 43 و 44 (شما را از دشمن پرهيز مىدهم كه مخفيانه در دل نفوذ مىكند، و آهسته در گوش زمزمه مىكند... آنچه را آراسته انكار مىكند، و آنچه را آسان شمرده بزرگ جلوه مىدهد)
6- شناخت صفات شيطان و حذّركم عدوّا نفذ فى الصّدور خفيّا، و نفث فى الآذان نجيّا... أنكر ما زيّن، و استعظم ما هوّن و حذّر ما أمّن خ 83 43 و 44 (شما را از دشمن پرهيز مىدهم كه مخفيانه در دل نفوذ مىكند، و آهسته در گوش زمزمه مىكند... آنچه را آراسته انكار مىكند، و آنچه را آسان شمرده بزرگ جلوه مىدهد و از آنچه ايمن داشته مىترساند)
7- شناخت بيمارى دل فالقلوب قاسية عن حظّها، لا هية عن رشدها... خ 83 34 و 35 (پس دلهاى بيمار از پند گرفتن سخت شده و از رشد معنوى باز مانده است...)
8- ضرورت ياد مرگ و المرء فى سكرة ملهثة، و غمرة كارثة، و أنّة موجعة... بين أطوار الموتات و عذاب السّاعات خ 83 51 تا 55
9- انسانشناسى (ويژگيهاى انسان) (انسان در سكرات مگر و غم و اندوه فراوان قرار مىگيرد... ميان انواع مجازاتها و كيفرهاى كشنده قرار دارد)