صفحهى 149
عباد اللَّه، إنّ من احبّ... و ينزل حيث كان منزله خ 87 1 تا 9 (بندگان خدا، دوست داشتنىترين بنده خدا... حركت يا توقّف نمايد)
4- روانشناسى فاسدان آلوده و آخر قد تسمّى عالما و ليس به، فاقتبس جهائل من جهّال... و لا باب العمى فيصدّ عنه، و ذلك ميّت الأحياء خ 87 10 تا 13 (و ديگر آنكه عالم ناميده مىشود امّا عالم نيست، برخى از نادانيها را بهم بافته... نه كور دلى را مىشناسد كه از آن جلوگيرى كند گويا مردهاى در بين زندگان است)
1- خبر از حوادث سياسى آينده و كذب الظّانّ لذلك، بل هى مجّة من لذيذ العيش يتطعّمونها برهة، ثمّ يلفظونها جملة خ 87 21 (اشتباه مىكنند كه مىپندارند دنيا بكام بنى اميّه است، بلكه سهم آنان جرعهاى از زندگى است كه آن را مىنوشند و سپس بيرون مىريزند)
2- طولانى شدن حكومت بنى اميه حتّى يظنّ الظّانّ أنّ الدّنيا معقولة على بني أميّة خ 87 20 (تا آنكه گمان كنندهاى مىپندارد دنيا هميشه بكام بنى اميّه است)
3- خبر از نابودى حكومت بنى اميه بل هى مجّة من لذيذ العيش يتطعّمونها برهة، ثمّ يلفظونها جملة خ 87 21 (بلكه سهم آنان جرعهاى از زندگى است كه آن را مىنوشند و سپس بيرون مىريزند)