صفحهى 25
و عماد اليقين خ 2 11 و 13 راست مىشود... آنان أساس دين و ستونهاى مستحكم يقين هستند)
1- تاريخ سياسى جاهليت عرب و النّاس في فتن انجزم فيها حبل الدّين... بأرض عالمها ملجم و جاهلها مكرم خ 2
5- 10 (مردم در جاهليّت در فتنههايى بسر مىبردند كه ريسمان دين پاره شده بود... سرزمينى كه عالم آن ساكت و جاهل آن مورد احترام بود)
2- جاهليت پس از رسول خدا (صلّى الله عليه وآله وسلّم) زرعوا الفجور، و سقوه الغرور، و حمدوا الثّبور خ 2 12 (بذر فساد را كاشتند، و با غرور و فريب آن را آبيارى كردند، و محصول آن را درو، نمودند)
1- شكوه از ظلم خلفاء أما و اللّه لقد تقمّصها فلان (ابن ابى قحافه) و كبت به بطنته خ 3
1- 12 (سوگند بخدا، لباس خلافت را ابا بكر به ناحق پوشيد... سرانجام شكمبارگى عثمان عامل مرگش شد)
2- اصول سياست توحيدى لو لا حضور الحاضر... لألقيت حبلها على غاربها خ 3
16- 18 (اگر نبود حضور عمومى مردم... مهار شتر خلافت را رها مىكردم)