صفحهى 255
فالنّاظر بالقلب... و إن كان عليه وقف عنه خ 154 5 و 6 (آن كس كه با چشم عقل مىنگرد... اگر ديد كارى بر زيان اوست توقفّ مىكند)
5- پرهيز از جهل و جهل زدگى العامل بغير علم كالسّائر على غير طريق... إلّا بعدا من حاجته خ 154 6 و 7 (عمل كننده بدون آگاهى چونان كسى است كه بيراهه مىرود... هر چه تلاش كند از مقصد دورتر مىشود)
6- ضرورت توجه به ظاهر و باطن اشياء و اعلم أنّ لكلّ ظاهر باطنا على مثاله خ 154 8 و 9 (آگاه باش همانا براى هر ظاهرى همانندى در باطن وجود دارد)
1- عجز اوصاف و واژهها از بيان حقيقت خدا الحمد للّه الّذي انحسرت الأوصاف عن كنه معرفته خ 155 1 (ستايش پروردگارى را كه صفتها از بيان حقيقت ذات او درماندهاند)
2- عجز عقول از درك خدا و ردعت عظمته العقول خ 155 1 و 2 (عظمت پروردگار عقلها حيران كرده است)
3- عجز و هم و خيال و انديشه از درك ذات خدا و لم تقع عليه الأوهام بتقدير فيكون ممثّلا خ 155 2 (انديشهها خدا را درك نمىكنند تا همانندى براى او تصوّر كنند)
4- بىنيازى خدا در آفرينش موجودات