صفحهى 329
و لكنّكم دعوتمونى إليها... و حملتمونى عليها خ 205 3 (شما مردم مرا براى خلافت فرا خوانديد و حكومت را بر من تحميل كرديد)
3- اعتراض سران جمل به حكومت عادلانه امام (عليه السلام) و أمّا ما ذكرتما من أمر الأسوة ما جاء به رسول اللَّه.
خ 205 6 (اما اين كه اعتراض داريد چرا به تساوى عمل مىكنم... اين روشى است كه رسول خدا (صلّى الله عليه وآله وسلّم) داشته است)
4- ضرورت حق گرائى رحم اللَّه رجلا رأى حقّا فأعان عليه خ 205 9 (خدا رحمت كند مردى را كه حق را ديد و ياريش كرد)
1- پرهيز از ناسزاگوئى به دشمن إنّى أكره لكم أن تكونوا سبّابين خ 206 1 (همانا من كراهت دارم كه شما لشكريان اسلام فحش دهنده باشيد)
2- برخورد انسانى با دشمن و لكنّكم لو و صغتم أعمالهم و ذكرتم حالهم كان أصوب خ 206 1 و 2 (امّا اگر كارهاى آنان را يادآور شويد، و گمراهى آنان را طرح كنيد بهتر است)
3- دعا در آستانه جنگ و قلتم مكان سبّكم إيّاهم اللّهمّ احقن دماءنا و دماءهم خ 206 1 و 2 (شما بجاى دشنام دادن شاميان بگوئيد خدايا خون ما و آنها را حفظ كن)