صفحهى 345
3- ضرورت عدالت اقتصادى در جامعه و اللَّه لقد رأيت عقيلا... و أتّبع قياده مفارقا طريقتى خ 224 3 تا 5 (سوگند بخدا برادرم عقيل را ديدم... فكر كرد كه به دلخواه او حركت مىكنم)
4- امتياز ندادن به خويشاوندان و عاودنى مؤكّدا و كرّر علىّ القول مردّدا خ 224 (عقيل مكرر مراجعه و اصرار كرد كه به او امتياز بدهم)
5- نقش رهبر در اجراى عدالت أتئنّ من حديدة أحماها إنسانها للعبه و تجرّنى إلى نار خ 224 7 و 8 (عقيل آيا از آهنى ناراحت شدى كه انسان آن را به شوخى گرم كرد، آن گاه مرا به آتشى مىكشانى كه خدا آن را افروخت)
6- نقش ايمان به قيامت و ترس از عذاب در حكومت عادلانه أتئنّ من حديدة أحماها... و لا أئنّ من لظى خ 224 7 و 8 (تو از آهن داغ شده مى نالى و من از آتش سوزان نالان نشوم)
7- امام (عليه السلام) و نفى رشوه خوارى فقلت أصلة، أم زكاة أم صدقة... هبلتك الهبول خ 224 9 (به رشوه آورنده گفتم اين هديه يا زكات يا صدقه است كه بر ما حرام است، گريه كنندگان بر تو بگريند)
ويژگىهاى امام على (عليه السلام)- سياسى