صفحهى 438
1- علل فرار مردم از مدينه به شام فقد بلغنى أنّ رجالا.. و لم يلحقوا بعدل نامه 70 1 تا 4 (بمن خبر رسيد كه مردانى از مدينه فرار كردند.. آنها به عدالت نرسيدند)
2- عدل گريزى فراريان و قد عرفوا العدل.. فهربوا إلى الأثرة نامه 70 3 (فراريان عدالت را شناختند و بسوى ستمكارى فرار كردند)
3- خداگرايى در مشكلات سياسى يذلّل اللَّه لنا صعبه و يسهّل لنا حزنه نامه 70 1 تا 4 (اميدواريم خدا مشكلات را آسان و سختىها را هموار سازد)
1- ضرورت تنبيه فرمانداران خائن فإنّ صلاح أبيك.. و تسلك سبيله نامه 71 1 (همانا شايستگى پدرت مرا خوشبين كرده بود فكر مىكردم راه او را مىروى)
2- پرهيز حاكم اسلامى از هوا پرستى فإذا أنت فيما رقّى.. لآخرتك عتادا نامه 71 1 و 2 (بمن خبر دادند كه در پيروى از هواى نفس پروا ندارى و براى آخرت خود چيزى باقى نمىگذارى)
3- توبيخ از دنيا پرستى