صفحهى 87
فلا تسلمعون لي قولا و لا تطيعون لي أمرا خ 39 2 و يارى مىطلبم سخن مرا نمىشنويد و دستور مرا اطاعت نمىكنيد)
3- نكوهش بىشعورى و بىتفاوتى مردم لا أبالكم ما تنتظرون بنصركم ربّكم أما دين يجمعكم و لا حميّة تحمشكم خ 39 1 (پدر مباد شما را، در يارى خدا منتظر چه هستيد آيا دينى نداريد، تا شما را جمع كند يا غيرتى نداريد كه شما را به خشم آورد)
4- علل پيروزى و شكست ملتها فما يدرك بكم ثار، و لا يبلغ بكم مرام، دعوتكم إلى نصر... ثمّ خرج إلىّ منكم جنيد متذائب ضعيف... خ 39 3 و 4 (نه با دست شما مىشود انتقام خونى را گرفت، و نه مىتوان به هدفى رسيد، شما را براى يارى دادن برادرانتان مىخوانم... پس از مدّتى گروهى ضعيف و ناتوان بسوى من آمدند)
5- نكوهش از سكوت و ذلت پذيرى فما يدرك بكم ثار... ثمّ خرج إلىّ منكم جنيد متذائب ضعيف كأنّما يساقون إلى الموت و هم ينظرون خ 39 4 و 5 (سپس گروهى ضعيف و ناتوان بسوى من آمدند كه گويا آنها را بسوى مرگ مىكشانند يا مرگ را با چشم خود مشاهده مىكنند)
1- روانشناسى اجتماعى مردم كوفه منيت بمن لا يطيع إذا أمرت... كأنّما يساقون إلى الموت و هم ينظرون خ 39
1- 4 (گرفتار مردمى شدم كه چون فرمان دهم اطاعت نكنند... گويا آنها را بسوى مرگ مىكشانند)