صفحهى 98
الإفضال خ 48 1 نعمتهاى او پايان ندارد، و بخششهاى او را جبران نتوان نمود)
1- ضرورت آمادگى در برابر دشمن أمّا بعد فقد بعثت مقدّمتى، و أمرتهم بلزوم هذا الملطاط حتّى يأتيهم أمري خ 48 2 (پس از ستايش پروردگار، من پيش تازان لشكرم را فرستادم، و دستور دادم در كنار فرات بمانند تا فرمان من به آنها برسد)
2- ضرورت تداوم مبارزه تا نابودى دشمن أمّا بعد فقد بعثت مقدّمتى... و قد رأيت أن أقطع هذه النّطفة الى شر ذمة منكم خ 48 2 (پيش تازان لشكرم را فرستادم... تصميم گرفتم تا از آب فرات بگذرم، تا بسوى جمعيّت اندكى از شما كه در آن سامان زندگى مىكنند برسم)
3- ضرورت بسيج و آماده نگاهداشتن مردم و قد رأيت أن أقطع هذه النّطفة الى شرذمة منكم... و أجعلهم من أمداد القوّة لكم خ 48 2 و 3 (تصميم گرفتم تا از آب فرات بگذرم، تا بسوى جمعيّت اندكى از شما كه در آن سامان زندگى مىكنند برسم و از آنها براى شما كمك بگيرم)
4- ضرورت تبليغ و فراهم آوردن نيروهاى مردمى فأنهضهم معكم إلى عدوّكم و أجعلهم من أمداد القوّة لكم خ 48 3 (آنها را با شما بسوى دشمن بسيج كنم و از آنها براى شما و تقويت شما كمك بگيرم)