در پرتو خلاقيت نامحدود وجود ازلى، هيچ مشكلى بر سر راه نيست كه بار ديگر همين توده هاى دور از هم كه دستخوش تغيير و تحول شده، با هم تركيب شوند، و چشمه ى حيات از آنها جوشش كند، وبدين سان آفرينش جديدى به صحنه گام بگذارد.
قرآن كريم توانائى بى پايان الهى را حتى در مورد بازسازى مجدد خصوصيات و ريزه كاريهاى دقيق اعضاء تن آدمى يادآور مىشود و مىگويد:
«آيا انسان تصور مىكند كه ما توانا بر جمع آور استخوانهاى پوسيده ى او نيستيم آرى ما توانائيم كه حتى انگشتانش را به همان وضع سابق برگردانيم» (1).
در اين آيه تأكيد شده كه نه تنها خداوند توانائى دارد كه استخوانهاى پوسيده ى مردگان را يكجا جمع كرده و دوباره به آن حيات ببخشد، بلكه ذرات به هر گوشه پرتاب شده ى او را در سايه ى قدرت و شكوه عظيم و غير قابل رقابتش دوباره بهم پيوسته و زنده خواهد كرد.
وقتى نيروى ربانى براى عملى ساختن منظور نهائى نظام جهان، مجدداً دست به كار سازمان بخشيدن به هستى آدمى شود، همانگونه كه ابتداء بر سطح كره ى بى تحرك و مرده ى زمين شعاع حيات تاباند، و دايره ى آنرا وسعت و گسترش داد، در بازسازى انسان در قيامت حتى تجديد تمام ويژگيهاى جسمانيش، مشكلى وجود ندارد كه قدرت بى پايانش را محدود كند.
در اين آيه نكته ى جالبى نهفته كه خداوند از تمام شگفتيهاى سازمان
1. قيامت 3 و4.