اينك براي تكميل اين تونل نام نوح (عليه السلام) را بهانه قرار داده و آيات مربوط به او و قوم او را در اين جهت تحريف ميكند.
يك فرد نيمه وارد در اين مسائل نيز ميتواند تشخيص دهد كه محيالدين ميتوانست اين كار را به نام هر پيامبر و قومش و آيات مربوط به آن، انجام دهد.
و براي اين بحث هيچ ويژگياي در نوح يا قوم او و يا آيات مربوط به او، وجود ندارد.
در برگهاي پيشين مبحث «محيالدين و ثنويت» مشاهده كرديم كه وي ظاهر عالم را خدا ميداند و همچنين باطن عالم را نيز خدا ميداند و ميان اين دو «نسبت» برقرار ميكند.
عمداً يا به طور ناخودآگاه به «ثنويت» و دو خدا قائل ميشود.
اما در اين شعر به يك ثنويت ديگر كه قبلاً نيز تكرار كرده، تصريح ميكند، يكي خدا (به قول خودشان) در مقام احديت، و ديگري خدا در مقام واحدي كه عين عالم و اشياء عالم است.