محی الدین در آینه فصوص

مرتضی رضوی‏

جلد 1 -صفحه : 611/ 272
نمايش فراداده

اينك براي تكميل اين تونل نام نوح‏ (عليه السلام) را بهانه قرار داده و آيات مربوط به او و قوم او را در اين جهت تحريف مي‌كند.

يك فرد نيمه وارد در اين مسائل نيز مي‌تواند تشخيص دهد كه محي‌الدين مي‌توانست اين كار را به نام هر پيامبر و قومش و آيات مربوط به آن، انجام دهد.

و براي اين بحث هيچ ويژگي‌اي در نوح يا قوم او و يا آيات مربوط به او، وجود ندارد.

ثنويّت خاص محي‌الدين ـ رابطه صفات مثبت انسان با خدا


  • فايّاك والتّشبيه ان كنت ثانياً بپرهيز از تشبيه آن گاه كه ثنوي مي‌شوي و بپرهيز از تنزيه آن گاه كه «يكي» مي‌كني

  • وايّاك والتّنزيه ان كنت مفرّداً و بپرهيز از تنزيه آن گاه كه «يكي» مي‌كني و بپرهيز از تنزيه آن گاه كه «يكي» مي‌كني

در برگ‏هاي پيشين مبحث «محي‌الدين و ثنويت» مشاهده كرديم كه وي ظاهر عالم را خدا مي‌داند و همچنين باطن عالم را نيز خدا مي‌داند و ميان اين دو «نسبت» برقرار مي‌كند.

عمداً يا به طور ناخودآگاه به «ثنويت» و دو خدا قائل مي‌شود.

اما در اين شعر به يك ثنويت ديگر كه قبلاً نيز تكرار كرده، تصريح مي‌كند، يكي خدا (به قول خودشان) در مقام احديت، و ديگري خدا در مقام واحدي كه عين عالم و اشياء عالم است.