[ 167 ] كه « هستى و خواسته هاى تو موقعى رسميت پيدا كند كه من ميخواهم » آيات فراوانى در قرآن مجيد اساسى ترين علت فنا و نابودى جوامع و تمدنها را ظلم و تعدى معرفى كرده است . بعنوان نمونه :
وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ اَهْلَكْناها فَجائَها بَأْسُنا بَياتاً اَوْ هُمْ قائِلوُنَ . فَما كانَ دَعْواهُمْ اِذْ جائَهُمْ بَأسُنا اِلاَّ اَنْ قالوُا اِنَّا كُنَّا ظالِمينَ 1 ( و بسا جوامعى كه آنها را نابود ساختيم ، بلائى كه فرستاديم . شبانگاه يا موقعى كه در حال گفتگو با يكديگر بودند بر آنان وارد گشت ، در آن هنگام كه بلاى ما آنانرا فرا گرفت ، سخنى جز اين نداشتند كه ما ستمكاران بوديم ) در آيه زير علت نابودى جوامع و تمدنها را در ظلم منحصر مينمايد :
وَ ما كُنَّا مُهْلِكى الْقُرى اِلاَّ وَ اَهْلُها ظالِمُونَ 2 ( و ما هلاك كننده جوامع نبوديم مگر اينكه مردم آن جوامع ستمكاران بودند ) وَ لَقَدْ اَهْلَكْناها الْقُرونَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُوا 3 ( ما بطور قطع جوامعى را در گذرگاه قرون پيش از شما بجهت آنكه ستم كردند ، نابود نموديم ) فَكَاَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ اَهْلَكْناها فَهِىَ ظالِمَةٌ 4 ( بسا جوامعى را كه ستمكار بودند هلاك ساختيم ) بعضى از ساده لوحان گمان ميكنند كه معناى ظلم عبارت است از قتل عمدى يك يا چند انسان . در اينصورت كشنده ظالم و كشته شده مظلوم ميباشد .
يا اينكه ظلم عبارت است از محروم ساختن يك فرد يا يك جامعه از معاش و از محصول دسترنج خود . و بطور كلى اينان خيال ميكنند كه ظلم يك تعدى آشكار به مال و جان و حيثيت يك فرد يا يك جامعه است ، بطوريكه آن تعدى مورد نفرت
1 . الاعراف آيه 4 و 5
2 . القصص آيه 59
3 . يونس آيه 13
4 . الحج آيه 45