[ 201 ]
گمان نميرود كه ستمكاران و زورگويان خودخواه تاريخ ، از اين مطلب ابراز ناخشنودى كنند ، زيرا آنچه كه آنان را ناراحت ميكند اينست كه حق وارد ميدان عمل شود و انسانها حق و عدالت و صدق را هم كه سه نمود اساسى حق اند ، از آنان مطالبه نمايند و الا حق مجرد در ذهن هاى تجريد طلب يا در اوراق كتابها ، مانند صدها تابلوى زيبا از حضرت عيسى و حضرت محمد و على ( ع ) در خانه ها ، چيزى نيست كه مورد نفرت ستمگرترين مردمان بوده باشد ، شايد در همه تاريخ ، شماره ستمگرانى كه حتى از حق دور از عمل كه كمترين ارتباطى با كارهاى آنان نداشته باشد ، اظهار ناراحتى كنند ، از شماره انگشتان تجاوز ننمايد . ما با تمام جرئت در برابر هوگو مى توانيم بگوئيم : خاصيت حق آنست كه در عمل وارد شود ، و رشد كمال آدميان را تضمين نمايد و از سقوط مردم در منجلاب تبهكاريها و از تسليت به اينكه ما تابلوى زيباى حق را در خانه مان نصب نموده ايم ، جلوگيرى نمايد . حق چنانكه در مباحث مربوط به خطبه بيست و هفتم ، خواهد آمد ، داراى دو قطب است : قطب انسانى قطب واقعى براى خود . قطب واقعى براى خود ، واقعياتى است كه تا در عمل وارد نگردد و انسان را با حق مربوط نسازد ، تعلقى به انسان ندارد .