ترجمه و تفسیر نهج البلاغه

شارح: محمدتقی جعفری

جلد 5 -صفحه : 201/ 153
نمايش فراداده

مسئله دوم

« عمل هر چند كه بظاهر ضرورى ترين چيز ، هر چند كه مقبول ترين چيز براى معاصران بشمار ميرود ، اگر عمل محض است و اگر كمتر اثر از حق دارد و يا هيچ حق در آن نيست بى چون و چرا سرنوشتش چنين است كه با طول زمان ، بد شكل ، چركين ، نفرت انگيز و حتى وحشت زا شود . » جمله اول با اين جمله كه بيان كرديم ، تناقضى در بر دارد كه دو طرف آن بدون فاصله در عبارات فوق قرار گرفته اند . زيرا اگر « مقصود از اينكه خاصيت حق آن است كه تا ابد زيبا و خالص بماند » اين باشد كه وارد عمل و متن زندگى مردم نگردد ، گله و شكوه از اينكه عمل محض تدريجا و با طول زمان ، بد شكل ، چركين ، نفرت [ 202 ] انگيز خواهد گشت ، منطقى نمى باشد . اگر هوگو به اين نكته متوجه ميگشت كه حقيقت حق واقعيتى است ضرورى و مفيد براى انسانى كه در مسير رشد و كمال فردى و اجتماعى ميرود ، هرگز از كلمه زيبائى با مفهوم معمولى آن كه به ذهن تبادر مينمايد ، در تفسير خاصيت حق استفاده نمى كرد ، يا اين قيد را ميآورد كه خاصيت حق با آن تعريف كه ما كرديم ، براى خردمندانى كه براى عالم بشريت « حيات معقول » را ميخواهند زيبا است و اين مفهومى والا از زيبائى است كه تعديل اموال و خودخواهى را هم در بر ميگيرد . در اين صورت هوگو به اين نتيجه ميرسيد كه حق روح عمل و حيات آدمى است كه بدون آن عمل و حيات آدمى ، بد شكل و چركين و نفرت انگيز و بى اساس مى باشد .