ترجمه و تفسیر نهج البلاغه

شارح: محمدتقی جعفری

جلد 5 -صفحه : 201/ 19
نمايش فراداده

دو گروه متضاد كه يكديگر را به مرز زندگى و مرگ دعوت ميكنند

يكى از اين دو گروه متضاد از قلمرو « حيات معقول » به مرز زندگى و مرگ حركت ميكند . در صورتيكه براى اين گروه مرزى ميان زندگى و مرگ وجود ندارد ، آنچه كه هست ، حيات معقول است كه دامنه آن از مرگ گذشته و به ماوراى مرگ تا ابديت گسترده شده است . مرگ براى اين هميشه زنده ها پروازيست كه بال و پرش را در روزگار حيات معقول رويانيده اند . اين گروه انسان محوران كمال جو هستند كه با پيشتازى على بن ابيطالب ( ع ) اين حقيقت را آموخته اند كه :

وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوُا فى سَبيلِ اللَّهِ اَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرَزَقُونَ 1 ( گمان مبر آنان كه در راه خدا كشته شده اند ، مردگانى هستند از بين رفته ، بلكه آنان زندگانى هستند در نزد پروردگارشان كه متنعم به نعمت هاى الهى اند ) آيا متن حيات بما نميگويد : آن زندگى كه بى اصل و اساس است ، زندگى نيست و آن زندگى كه به « حيات معقول » تبديل شده است ، مرگ و فنائى در پى ندارد .


  • آزمودم مرگ من در زندگى است چون پس از اين زندگى پايندگى است

  • چون پس از اين زندگى پايندگى است چون پس از اين زندگى پايندگى است

گروه دوم از قلمرو زندگى بى اصل و اساس به سوى مرزى حركت ميكنند كه با مشاهده آنطرف مرز ، آرزو ميكنند كه ايكاش ، همين صحنه ما قبل مرز پايان زندگى بود و بار ديگر چهره تبلور يافته پليديهاى زندگى خود را نميديدند .

پس در حقيقت گروه كاروانيان حيات معقول ، گروه دوم را كه خرمن زندگى خود را به آتش كشيده اند ، به انقراض زندگى بى اصلشان دعوت ميكنند و گروه دوم گروه اول را به آغاز نمودن حيات ابدى كه دامنه « حيات معقول » آنان است ، ميخوانند .

1 . آل عمران آيه 169