ترجمه و تفسیر نهج البلاغه

شارح: محمدتقی جعفری

جلد 5 -صفحه : 201/ 20
نمايش فراداده

[ 33 ]

شمشير در دست انسان شناس انسان محور

شمشير در دست على بن ابيطالب ( ع ) و پيروان مكتب او كه بر مبناى انسان شناسى و انسان محورى حركت مى كنند . چاقوى عمل جراحى است در دست طبيبى كه شاگرد حق است و مشيت حق را در آن شمشير ، و جان فاسد سرايت كننده را در انسان مورد عمل خود مى بيند . آرى ، ما طبيبانيم شاگردان حق . اين شمشيرى نيست كه در صدد از پاى در آوردن جانى بر آيد كه جلوه گاه عظمت الهى و شعاعى از اشعه ربانى او باشد . اين شمشيرى است كه گلشن جانهاى آدميان را كه مهمانان چند روزه خوان گسترده الهى اند ، از خارهاى زهرآگين پاك نموده آنرا آبيارى مينمايد . بگذاريد مولوى ماهيت اين شمشير را براى ما توصيف نمايد :


  • گفت من تيغ از پى حق ميزنيم شير حقم نيستم شير هوا من چو تيغم و ان زننده آفتاب رخت خود را من زره برداشتم خون نپوشد گوهر تيغ مرا باد از جا كى برد ميغ مرا

  • بنده حقم نه مأمور تنم فعل من بر دين من باشد گوا ما رميت اذ رميت در حراب غير حق را من عدم انگاشتم باد از جا كى برد ميغ مرا باد از جا كى برد ميغ مرا

اى مقتول ، :


  • تو نگاريده كف موليستى نقش حق را هم به امر حق شكن بر زجاجه دوست سنك دوست زن

  • آن حقى كرده من نيستى بر زجاجه دوست سنك دوست زن بر زجاجه دوست سنك دوست زن