ترجمه و تفسیر نهج البلاغه

شارح: محمدتقی جعفری

جلد 5 -صفحه : 201/ 23
نمايش فراداده

[ 39 ] اين جملات وجود دارد : « لا جرم چون با ديده بصيرت عقل مدرك اسرار گشت ، همه حقايق را دريافت و ديدن حكم داد و براى اين بود كه گفت :

« لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا » ( اگر پرده از روى جهان هستى برداشته شود ، بر يقين من افزوده نميشود ) .

اگر على بن ابيطالب عليه السلام حقايق عالم هستى را بى پرده نديده بود و اگر آهنگ كلى آن را نشنيده بود و اگر بمرحله والاى يقين درباره پروردگارش گام نگذاشته بود ، زندگى او از ناچيزترين رويدادش تا بزرگترين فعاليت هايش ، از آن جديت حيرت انگيز برخوردار نبود .

او درباره جهان هستى چنان ميانديشيد كه يك روح آگاه درباره كالبدى كه وسيله رشد و تكامل او است . او همه ذرات و روابط آنها را در پهنه عالم وجود در جدى ترين هدف ميديد . او انسانها را از ديدگاهى فوق يك دانشمند انسان شناس و يا يك فيلسوف جهان بين و يا يك اديب و شاعر و هنرمند حساس نظاره ميكرد . چگونگى جلوه انسان براى امير المؤمنين ( ع ) در سرتاسر نهج البلاغه و كردار عينى و طرز رابطه او با انسانها كاملا روشن است كه ما فوق ديدهاى معمولى متفكران حرفه اى بوده است . در جمله زير دقت فرمائيد :

من شما را براى خدا و شما مرا براى خود ميخواهيد . يعنى شما انسان را جاندارى مى بينيد كه در قلمرو طبيعت بوجود آمده ، لذت را ميخواهد ، از آلام و ناگواريها فرار ميكند ، مقام و جاه را مى پرستد . خود را هدف و ديگران را وسيله تلقى ميكند . دانش و بينش و هر گونه امتيازى را كه به دست ميآورد در اشباع حس خود خواهى هايش به كار مى بندد . من انسان را جلوه گاهى از مشيت الهى و تجسمى از حكمت ربانى مى بينم . من او را بعنوان خليفة اللّه در روى زمين ميشناسم ، لذا از غلبه شئون پست حيوانى بر اين موجود سترگ رنج ميبرم و تا نفس دارم از غلطيدن او در علفزار پست ماديات جلوگيرى خواهم [ 40 ] كرد . اين نگرش درباره انسان يك نگرش علمى و فلسفى معمولى نيست ، بلكه شهود الهى در هويت انسان است كه تا كسى به آخرين مرحله يقين نائل نگردد ، نميتواند از چنين نگرشى برخوردار گردد . [ 41 ]