ترجمه و تفسیر نهج البلاغه

شارح: محمدتقی جعفری

جلد 5 -صفحه : 201/ 60
نمايش فراداده

دودمان و خويشاوندان

موضوع دودمان و خويشاوندان را ميتوان از چند ديدگاه مطرح نمود :

ديدگاه يكم دودمان و خويشاوندان آدمى ، انسانهائى هستند مانند خود او كه احتياج به خوراك و پوشاك و مسكن و بهداشت دارند . لذايذى دارند و آلامى ، پيروزيهائى دارند و شكست هائى . مسئوليت ها و وظائف فردى و اجتماعى ، آنانرا نيز مانند ديگر افراد جامعه ، شامل مى گردد .

ديدگاه دوم وابستگى طبيعى و قراردادى مانند ازدواج كه افراد يك دودمان را مانند شاخه ها و شكوفه هاى يك درخت مينمايد . اين وابستگى طبيعى در عين حال كه در نظر مردم معمولى نوعى تفسير كننده درخت دودمان است ، ولى بهيچوجه روشنگر منطقى هر يك از افراد آن دودمان نمى باشد . در جمله مورد تفسير هم چنين روشنگرى وجود ندارد ، يعنى نميتوان براى شناخت هويت و شخصيت و بينش و خواسته ها و ديگر خصوصيات روانى فرزندان از پدران و مادران بطور صد در صد بهره بردارى نمود و بالعكس نيز چنين است . هيچ پسر عموئى روشنگر هويت مختصات پسر عمو و دختر عموى خود نميباشد . آنچه كه محتواى جمله مورد تفسير است ، اينست كه وابستگى طبيعى ميان يك عده از انسان برقرار شده است ، نوعى زمينه تأثير و تأثر ميان آنان بطور طبيعى وجود دارد كه اگر موانعى بوجود نيايد و عوارضى كه آنانرا از يكديگر جدا كند ، بروز نكند ، احساس اتصال طبيعى و قراردادى اجتماعى تثبيت شده ، اتصالى در لذت و الم و سود و زيان و شكست و پيروزى ميان آنان به وجود مى آورد .

جمله مورد تفسير اين حقيقت را مورد تذكر قرار ميدهد و مردم را به مراعات [ 81 ] اين رابطه متوجه مى سازد . ميتوان گفت : يكى از عوامل بيگانگى انسانها از يكديگر و احساس غربت در زندگى كه دامنگير كشورهاى صنعتى [ كه خود را متمدن مينامند ، ] گشته ناديده گرفتن رابطه طبيعى و قراردادهاى اصيل اجتماعى ميان انسان ها است . ضررهاى اين گسيختگى در شاخه هاى اصلى درخت دودمان ، مانند پدران و مادران و فرزندان و خواهران و برادران روشنتر از آن است كه نيازى به گفتگو داشته باشد . در آن هنگام كه پدران و مادران به دوران بازنشستگى و كهنسالى ميرسند و احتياج شديد به عواطف فرزندان خود دارند ، با حيوانات و در و ديوار خانه و حداكثر باغى كه چند بار آنرا ديده و سير شده اند ، انس مى گيرند . تلويزيونها و مجلات هم براى سرگرمى آنان بدرد نميخورد ، بلكه گاهى خاطرات جوانى آنان را بطور دردناكى زنده ميكنند .

بنظر ميرسد كه فلسفه قانون « ديه بر عاقله » كه در فقه اسلامى براى قتل خطائى وضع شده است ، تحكيم همين پيوند طبيعى است كه وابستگان بطور طبيعى يكديگر را مراعات نموده در تنظيم زندگى و آماده كردن زمينه تعليم و تربيت همديگر كوشا باشند .

البته اين وابستگى طبيعى و قراردادى اصيل ، دليلى بر پستى و عظمت هيچ يك از افراد يك دودمان نميباشد . شاخه اى از دودمان هاشم محمد بن عبد اللّه ( ص ) است و شاخه ديگرش ابولهب . و لسان الصّدق يجعله اللّه للمرء فى النّاس خير له من مال يرثه غيره ( موقعى كه خداوند بيك انسان زبان راستين در ميان مردم منعكس ميكند ، براى او بهتر از مالى است كه ديگران از او ارث خواهند برد )