ترجمه و تفسیر نهج البلاغه

شارح: محمدتقی جعفری

جلد 5 -صفحه : 201/ 67
نمايش فراداده

5 به تأخير افتادن مرگ

مقدارى فراوان از اختلالات حياتى ما ناشى از اضطرابات و اختلالاتى است كه در روان ما بوجود ميآيند ، و دمار از حيات ما در ميآورند . غصه ها و اندوه ها همانند تيشه هاى مخفى به بريدن ريشه هاى حيات ما مشغولند و اين شدت مقاومت و جوشش درونى حياتست كه نميگذارد ما به سرعت از پا در آئيم و متلاشى شويم .

هيچ عاملى براى از بين بردن غصه ها و اندوه ها مانند احساس اشتراك با ديگر انسانها در ناملايمات و ناگوارى ها و لذت بردن از رفاه و آسايش آنان وجود ندارد . هم اكنون سر به عقب برگردانيد و سر گذشت عظماى راستين جوامع و ملل را مورد دقت قرار بدهيد ، خواهيد ديد كه آنان هيچ گونه غم و اندوه معمولى كه باعث اضطراب روحى آنان بوده باشد ، نداشته اند ، يعنى حيات آنان بازيچه امواج غم و اندوه معمولى نبوده است . اگر چه همه آنان از يك حالت روحى نگرانى بسيار بسيار مقدس برخوردار بوده اند ، اين [ 88 ] نگرانى ناشى از سئوالى بود كه همواره در درون آنان وجود داشته است :

آيا انسانها همه استعدادهاى خود را در راه پيشبرد انسانها بسوى كمال و وصول خود و ديگران به هدف اعلاى زندگى به فعليت رسانيده اند يا نه ؟ ساده لوحان بى خبر از هويت عظماى بشرى نتوانسته اند ، ميان دو نوع اندوه نكبت بار و اندوه مقدس تفاوت بگذارند . اندوه نكبت بار كه ما آنرا اندوه منفى ميناميم متلاشى كننده حيات خود و ديگران است ، در صورتيكه اندوه مقدس كه ما آنرا اندوه مثبت ميناميم سازنده حيات و پر معنا كننده آن است


  • ندهى اگر به او دل به چه آرميده باشى نظرى نهان بيفكن مگرش عيان ببينى گرش از جهان نبينى ز جهان چه ديده باشى

  • نگزينى ارغم او چه غمى گزيده باشى گرش از جهان نبينى ز جهان چه ديده باشى گرش از جهان نبينى ز جهان چه ديده باشى

ملا محسن فيض كاشانى


  • آب حيات منست خاك سر كوى دوست گر دو جهان خرميست ما و غم روى دوست

  • گر دو جهان خرميست ما و غم روى دوست گر دو جهان خرميست ما و غم روى دوست

سعدى ملاحظه ميشود كه معناى غم و اندوه مقدس از نظر روانى قابل مقايسه با غم و اندوه هاى معمولى نيست . بايد گفت : ما براى نشان دادن معناى اندوه مقدس كلمه اى كاملا مناسب در هيچ يك از لغات اقوام و ملل نداريم ، زيرا اين اندوه تركيبى شگفت انگيز از پديده هاى متضاد مانند اميد و يأس و حسرت و نشاط و احساس دريافت كمال و احتمال سقوط و چند پديده متضاد ديگر كه در عين تضاد عامل تحريكند ، ميباشد .