يك هزار سوار كه مطيع رهبر است ، بهتر است از صدها هزار سپاهى كه هر يك از افرادش در خودرأيى غوطه ور است
گروهى اندك از مسلمانان صدر اسلام بر سپاهيان و احزاب و قبايل فراوان و از نظر ساز و برگ جنگى آماده تر از مسلمانان پيروز گشتند . زيرا افراد آن گروه همه يكدل و يكجان و داراى يك هدف و پيرو شعار احدى الحسنيين بودند .
وَ قالَ الَّذينَ يَظُنُّونَ اَنَّهُمْ مُلاقُو اللَّهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثيرَةً بِإِذْنِ الْلَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرينَ 1 ( و آنانكه اطمينان داشتند كه بديدار خداوندى نائل خواهند گشت : چه بسا گروهى اندك كه به گروه زياد ، با اذن خداوندى پيروز گشتند و خداوند با بردباران است . ) در آنهنگام كه وحدت هدف همراه با اطمينان به رهبر راستين و اطاعت از وى با وجدان آزاد ، در گروهى حكمفرما شود ، نه شكست ميخورد و نه احساس شكست مينمايد ، زيرا افراد چنين گروهى بجهت وحدت هدف و اطمينان به رهبرى راستين با وجدانى آزاد ، از شخصيتى برخوردارند كه شكست و سقوط راهيابى به آن ندارد . هنگاميكه مختصات مزبور واقعا در درون افراد گروهى متشكل بوجود آمد ، سدى شكست ناپذير و منطقه اى محكمتر از هر عنصر پايدار دور شخصيت افراد كشيده ميشود و منطقه شخصيت را ممنوع الورود در برابر هر عاملى ميسازد ، زيرا بارزترين پديده شكست از ديدگاه طبيعى مرگ است ، در صورتيكه مرگ هرگز نميتواند به منطقه ممنوعه شخصيت وارد شود ، لذا همواره اين سپاه متحد پيروزند .
1 . البقرة آيه 249 . [ 128 ]
منسوب به صدر المتألهين شيرازى ده نفر متحد كه همه آنان يك هدف را حياتى تشخيص داده و آن را تعقيب نمايند ، هنگاميكه هر يك از آنان رابطه خود را با ديگر افراد متحد مورد توجه قرار ميدهد در حقيقت ، سپاهى شكست ناپذير را در برابر ديدگان خود مى بيند ، در صورتيكه صدها هزار سپاهى كه دلهاى آنان با يكديگر پيوند ندارند ، تشكل و ارتباط آنان با يكديگر شبيه به ميليونها موش است كه حمله يك گربه براى متلاشى ساختن آنها كفايت ميكند .
توضيح بسر بن ارطاة مأمور دژخيم معاويه نژاد پرست مقام جو ، كسى است كه معاويه او را با يك سپاه انبوه به طرف يمن فرستاده و دستور داده بود كه هر كسى را از پيروان على ( ع ) را ببيند ، نابودش كند . بسر با اين فرمان مردم بسيارى را كشت ، در ميان اين كشته شدگان دو فرزند عبيد اللّه بن عباس بن عبد المطلب نيز كه به بلوغ نرسيده بودند ، كشته شدند »
1 . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 1 ص 340. [ 129 ]