حج در کتاب خداوند (1)

محمد علوی مقدم

نسخه متنی -صفحه : 12/ 11
نمايش فراداده

آياتي كه از: «بيت»، «كعبه»، «حرم»، «بلد» و «قريه» سخن گفته است

سوره بقره (2)، آيات 125 و 127

سوره آل عمران (3)، آيات 96 و 97

سوره مائده (5)، آيات 2 و 97

سوره انعام (6)، آيه 123

سوره انفال (8)، آيات: 34 و 35

سوره براءة (9)، آيات: 7، 19 و 28

سوره اسراء(17)، آيه 1

سوره حجّ (22)، آيات: 25 و 33

سوره نّمل (27)، آيه 91

سوره شوري (42)، آيه 7

سوره طور (52)، آيه 4

اينك به بحث در باره برخي از اين آيات كه مربوط به حجّ است، مي پردازيم:

«وَ اِذْ جَعَلْنَا اْلبَيْتَ مَثابَةً لِلنّاسِ وَ أمْناً...»19

«(بياد آوريد) هنگامي را كه خانه كعبه را مركز امن و مرجع امر دين براي مردم قرار داديم...»

كلمه «الناس» در اين آيه، يعني همه مردم و نه فقط عرب ها، و نيز از آيه چنين برداشت مي شود كه خدا، خانه كعبه را يك پناهگاه عمومي و يك مركز امنيّت براي همه مردم قرار داده است و در آيه بعد هم، ابراهيم از خدا خواسته است كه:

«خدايا! اين خانه را محلّ امن قرار ده»;«وَ اِذْ قالَ اِبْراهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً...»20

از اين آيات چنين استنباط مي شود كه خانه كعبه يك مركز امن و پناهگاهي است كه نه تنها افراد انسان بايد در امنيت به سر برند، بلكه ديگر حيوانات بايد در امن و امان باشند و نيز از اين آيات چنين استنباط مي شود كه مسلمانان بايد هشيار باشند و از قداست و امنيت اين سرزمين، بهره برند و در كنار هم بنشينند و از طريق مذاكره، مشكلات را حلّ كنند و در رفع دشواري هاي ديگر مسلمين جهان بكوشند.

جاي تأسف است كه بگوييم: مسجدالحرام و خانه كعبه اي كه در جاهليّت محلّ امن و امان بوده، امروز چنين نيست وگاهي در آن جا خون انسان ها، ريخته مي شود و مسلمانان به اين نكته توجّه ندارند.

اين كه در ترجمه آيه:«وَ اِذْ جَعَلْنَا اْلبَيْتَ...» گفتيم: «به ياد آوريد»، از اين جهت است كه آيه مزبور از لحاظ نحوي، عطف است، هرچند آيه پيش از خود كه خدا گفته است:«يا بَنِي اِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِي الَّتِي...» شيخ محمد عبده21 ضمن اين كه «اِذْ جَعَلْنَا اْلبَيْتَ...» را معطوف برآيه ما قبل دانسته، نوشته است كه معني چنين است: «واذكر أيها الرّسول أو أيّها النّاس...»

منظور از «البيت» در اين آيه، كعبه است22 (چنان كه در آيه هاي 127 و 158 سوره بقره و نيز آيه 96 سوره آل عمران به همين معناست)، خانه اي كه خدا آن را مركز امن قرار داده و به علّت اين كه داخل شدن در آن، بر مشركان حرام است، «بيت الحرام» ناميده اند و «كعبه» گفته اند چون كه چهارگوشه است و مربّع.

و اين خانه«مَثابَةً لِلنّاسِ» است; يعني محلّ رجوع مردم است، مرجع است; زيرا مردم، همه ساله بدان سو رو مي آورند و هرسال به سوي اين خانه رفت و آمد مي كنند.

و آن جا را پناهگاه مي دانند و محلّ اجتماع.

ابن قتيبه (متوفاي سال 276 هجري) در تفسيرآيه:«وَاِذْ جَعَلْنَا اْلبَيْتَ مَثابَةً لِلنّاسِ...» نوشته است23: «أي معاداً لهم، من قولك: ثبت الي كذا و كذا: عُدْت اليه و ثاب اليه جسمه بعد العلّة ، اي: عاد. أراد: اِنّ النّاس يعودون اليه مرّةً بعد مرّةً ».

ابوالحسن علي بن ابراهيم قمي، از علماي قرن سوم و چهارم هجري در تفسير خود نوشته است.24 «فالمثابة : العَوْدُ اليه».

زمخشري هم نوشته است:25 «مثابة للنّاس: مرجعاً للحجّاج»، «والبيت اسم غالب للكعبة كالنجم للثّريا».

شيخ طوسي ذيل آيه:«وَ اِذْ جَعَلْنَا اْلبَيْتَ مَثابَةً لِلنّاسِ...» نوشته است:26 بيت در لغت، منزل و مأوي است و در مورد شعر گفته مي شود: ابيات الشعر و در مورد منزل و مأوي، بيوتُ الناس.

بيت شعر را از آن جهت بيت گفته اند كه حروف و كلمات را فراهم آورده و در مجموعه اي گرد آورده است، همان طوري كه، بيت (خانه) اهل خانه و افراد خانه را در يك جا، گرد مي آورد.27

شيخ طوسي در فرق ميان «مثابه» و «مثاب» از قول اخفش، گفته است: در «مثابه» مبالغه بيشتر است و تاي آن، براي مبالغه است; لما كثر من يثوب اليه، همچون: علاّمة، نسّابة، سيّارة .

ولي فرّاء و زجّاج گفته اند كه: مثاب و مثابه به يك معني است.28

«ثاب اليه عقله، اي: رجع اليه»29

جصاص (متوفّاي سال 370 هجري) در كتاب «احكام القرآن» ذيل بحث از آيه«وَ اِذْ جَعَلْنَا اْلبَيْتَ مَثابَةً لِلنّاسِ...» در باره «مثابه» نوشته است30 «قال أهل اللغة : اصله من ثاب يثوب مثابة و ثوابا: اذا رجع. انّما دخل التاء عليه للمبالغة ، لما كثر من يثوب اليه كما يقال: نسّابة، علاّمة، سيّارة .» كثرت رجوع، از آن جهت است كه مردم همه ساله بدان جا مي روند و بازگشت بدان جا را دوست دارند.31

ابن عربي (متوفاي سال 543 هجري) در بحث از آيه«وَ اِذْ جَعَلْنَا اْلبَيْتَ مَثابَةً لِلنّاسِ...» نوشته است:32

فضل خدا، شامل تمام مردم است كه كعبه را «مثابة للنّاس» قرار داده و نه براي عرب تنها و قبيله قريش فقط.

شيخ طبرسي در «مجمع البيان» و شيخ ابوالفتوح رازي در تفسيرش و اسماعيل بن كثير دمشقي (متوفاي سال 774 هـ .) در تفسير خود از قول ابن عبّاس و بيضاوي (متوفاي سال 791هـ .) در تفسيرش «أنوارالتنزيل و أسرار التأويل» و سيد هاشم بحراني (متوفّاي سال 1107 يا 1109 هـ .) «البرهان في تفسيرالقرآن» و سيد عبدالله شبّر (متوفاي سال 1242 هـ .) در تفسيرش و جلال الدين محمد بن احمد و جلال الدين عبدالرحمن بن ابوبكر سيوطي در تفسير معروف خود به نام «تفسير جلالين» و فيض كاشاني در تفسير صافي و ديگر مفسران، همگي ذيل آيه:«وَ اِذْ جَعَلْنَا اْلبَيْتَ مَثابَةً لِلنّاسِ...» نوشته اند.33

«مثابة »; مرجع و محلّ عود است. يا «مرجعا يثوبون اليه من كلّ جانب»34 و يا «مرجع و محل عود يا موضع ثواب» و يا «مرجعا يثوب اليه اعيان الزوّار» و يا «مثابة للناس»; يعني «مجمعا للنّاس» و يا «مثابة للناس»; «مرجعا يثاب اليه كلّ عام» و يا «المثابة ; العود اليه» كه اگر خوب دقّت شود به اين نتيجه مي رسيم كه «مثابة للنّاس»; يعني مرجعي كه همه ساله مردم بدان جا براي كسب ثواب، مراجعه مي كنند و نياز هر حاجت مندي برآورده مي شود; يعني «لا ينصرف عنه منصرف و هو يري انّه و قد قضي منه وطرا».

و شاعر هم در اين باره، خوب گفته است:

  • جـعــل البيـت مثابــاً لـهــم ليس منه الدهر يقضون الوطر35

  • ليس منه الدهر يقضون الوطر35 ليس منه الدهر يقضون الوطر35

در واقع همان معنايي را كه نويسنده كتاب «لسان التنزيل»; (زبان قرآن) در قرن چهارم يا پنجم هجري گفته و مثابة را مرجع; يعني جاي بازگشت، و قيل: مجمعا معني كرده است، ابوالبقاء عكبري (متوفاي سال 616 هـ .) در كتاب «التبيان في اعراب القرآن» و كتاب36 «املاء ما منّ به الرحمن...» نوشته است.37

شيخ محمد عبده38 «بيت الله» را نعمت بزرگي براي مسلمانان دانسته و ضمن اين كه آن جا را مأمني دانسته، «مرجعاً لِلنّاسِ وَ يَقصُدُونَهُ» هم مي داند و مي افزايد كه لفظ «مثابة »، متضمّن معناي زيارت و ثواب هم هست.

مرحوم طالقاني از عبارت «مثابة للناس» چنين استنباط كرده است كه توجه به چنين خانه بايد فطرت حق جويي و عدل را بيدار سازد و انگيزه تعالي خواهي را كه از خواسته هاي فطري آدمي است، در انسان زنده كند وكلمه «للنّاس» هم قيام به وظايف انساني را در آدمي بر مي انگيزاند و به انسان ها ياد مي دهد كه براي خدا بپا خيزند و در كعبه اعلام كلمه حق كنند و به خدا تقرّب جويند.39

و خلاصه اين كه از كلمه «مثابة للنّاس» به قول سيد قطب چنين استنباط مي شود كه خداي بزرگ بيت الله را براي همه مردم (= ناس) محلّ عبادت قرار داد تا در آن جا به خدا رو كنند و به تدريج از خودپرستي و سودجويي و برتري طلبي به در آيند40 و با انديشه هاي بلند ابراهيم آشنا شوند و كساني هم كه به نام وارثان ابراهيم روي اين خانه دست گذاشته اند، بايد بدانند كه اين خانه نمازگاه و پناهگاه همه مردم است و ويژه گروه و طايفه خاصّي نيست و وارثان حق ندارند كه ديگران را از آن باز دارند; زيرا اين خانه، بيت الله است و به قول سيد قطب نه «بيت أحد من الناس!»41

ابو يحيي محمد بن صمادح التجيبي (متوفاي سال 419 هـ .) نوشته است.42

«المثابة والمثاب واحد و هو المعاد والمرجع يؤتي في كلّ عام».

جلال الدين سيوطي (متوّفاي سال 911 هـ .) همين مطلب را با بياني روشن تر نوشته است: «مثابة ، اسم مكان است از ثاب: اذا رجع; لانّ الناس يرجعون اليه عاما بعد عام».43

فاضل مقداد، نوشته است:44 «مثابة » از فعل «ثاب» يعني رجع است و در اين جا مفعول دوم فعل «جعلنا» است و مصدر مي باشد و استحباب تكرار حج از كلمه «مثابه» يعني مرجعا، كه مفهوم رجوع دارد و به اصطلاح «يقتضي العود الي ماكان عليه»، استنباط مي گردد.

نويسنده كتاب «أقصي البيان في آيات الأحكام» نيز گفته است:45

برخي از كلمه «مثابه»، كه به معناي مرجع است و مفهوم رجوع از آن استنباط مي شود، تكرار حج را مستحب دانسته اند.

ثعالبي46 احتمال داده است كه كلمه «مثابة » از ثواب باشد، چون در آن جا، انسان ها به ثواب مي رسند.47

در آيه مورد بحث«وَ اِذْ جَعَلْنَا اْلبَيْتَ مَثابَةً لِلنّاسِ وَ أمْناً...»48 به قول ابن عربي49يعني «أمْن من عذاب الله تعالي في الآخرة ...» و بعضي هم گفته اند. اين خود احساني است از سوي خداي بزرگ كه براي خانه در دل هاي عرب عظمتي به وجود آورد كه هركس بدان پناه برد، تأمين يابد.

شيخ طبرسي هم گفته است:50 اين خانه به علّت عظمت واحترامي كه دارد، محل امن است و هركس كه خود را در پناه آن قرار دهد، نبايد متعرّض وي شوند و پيش از اسلام هم، مردم همين احترام را براي خانه كعبه قائل بودند و اين احترام از زمان شريعت ابراهيم و اسماعيل تا روزگار اسلام، رعايت شده است.

شيخ طبرسي در تفسير ديگرش نيز گفته است:51 «أمناً» يعني «موضع امن» همان طوري كه در آيه 67 سوره عنكبوت نيزگفته شده است:«أوَلَم يَرَوا اَنّا جَعَلْنا حَرَماً آمِناً...»; زيرا به قول شيخ طبرسي; «لانّ الجامي يأوي اليه فلا يتعرّض له حتّي يخرج».

قرطبي هم نوشته است:52 كلمه «أمناً» در اين آيه از آن جهت ذكر شده كه فضيلت كعبه را بر بيت المقدس بفهماند و نشان دهد كه كعبه محلّ امان است و «ليس في بيت المقدس هذه الفضيلة ، ولا يحجّ اليه النّاس و من استعاذ بالحرم، أمِن مِن أن يغار عليه».

ملا فتح الله كاشاني (متوفّاي سال 988 هـ .) «أمناً» را موضع امن و ايمني كه در آن جا كسي را نكشند و متعرض او نشوند، تفسير كرده است.53

فيض كاشاني در تفسير كلمه «أمناً» نوشته است54 كه دركافي از حضرت امام صادق(عليه السلام) روايت شده: «مَن دخل الحرم من النّاس مستجيراً به، فهو أحسن من سخط الله عزّوجلّ و من دخله من الوحش والطير كان أمناً من أن يهاج أو يؤذي حتّي يخرج من الحرم».

شيخ محمد عبده «أمناً» را به «ذا امن» معنا كرده55 و افزوده است كه أمن بودن بيت الله را خدا در آيه 67 سوره عنكبوت نيز تكرار كرده است.