بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
مردى بنام حسن بن ذكردان كه داراى عمرى طولانى بود و 325 سال از عمرش مىگذشت، گويد: من اميرالمؤمنين را در شهر خودم در خواب ديدم و سپس به طرف مدينه (به شوق ديدار حضرت) حركت كردم و در آنجا به دست حضرت مسلمان شدم و مرا حسن ناميد، احاديثى از آن حضرت شنيدم از جمله روزى به حضرت گفتم:
يا اميرالمؤمنين برايم دعا كن حضرت فرمود: اى فارسى عمر تو طولانى خواهد شد، و حركت خواهى كرد به طرف شهرى كه مردى از پسران عمويم عباس (منصور عباسى) بنا مىكند و در آن زمان بغداد ناميده مىشود ولى به آن شهر نمى رسى و قبل از رسيدن به آن شهر در زمينى بنام مدائن وفات خواهى كرد!
و همانگونه شد كه حضرت خبر داده بود زيرا حسن بن ذكردان همان شب كه داخل مدائن شد فوت نمود (205) و در يك پيشگوئى ديگر حضرت امير عليه السّلام از بغداد به عنوان زوراء نام برده فرمود: شهرى ايجاد مىشود كه نامش زوراء خواهد بود ميان دو رود دجله و فرات، ساختمانهاى آن از گچ و آجر برافراشته و با طلا و نقره زينت شود.(206)