پیشگویی های امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام)

سید محمد نجفی یزدی

نسخه متنی -صفحه : 365/ 197
نمايش فراداده

آنقدر براى هدايت شما رنج ديدم كه از زندگى سير شدم

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

ادامه: سوگند به خدا اگر مىتوانستم چاره كلام و مراسله شما را بنمايم (به خلافت شما) حاضر نمى شدم، آن قدر درباره هدايت شما رنج ديدم كه از زندگى خود سير شدم و بالاخره تمام گفتار مرا به استهزاء گرفتيد و به اين وسيله از حق فرار كرديد و به باطلى گرويديد كه خدا دينداران خود را به آن عزيز نفرموده و من مىدانم كه در نتيجه بى توجهى به گفتار من به غير زيان چيز ديگرى برايم نتيجه ندارد، هر وقت شما را به پيكار با دشمن خودتان دعوت كردم زمين گير شديد و از من درخواست تاءخير نموديد مانند كسى كه وام طولانى از كسى گرفته (و اكنون كه هنگام پرداخت رسيده باز هم مهلت ديگرى مىخواهد)

هر گاه در زمستان مىگفتم براى جنگ آماده شويد مىگفتيد: اكنون هوا بسيار سرد است و اگر در تابستان مىگفتم آماده كارزار شويد مىگفتيد: اكنون هوا به شدت گرم است به ما مهلت بده تا گرما برطرف شود! و اين همه براى فرار از بهشت مىباشد، هرگاه شما از گرمى و سردى هوا عاجز باشيد، سوگند به خدا از گرمى شمشير عاجزتر و درمانده تريد، انالله و انا اليه راجعون اى كوفيان به من خبر رسيده كه (يكى از فرماندهان معاويه) اخوغامد با چهار هزار نفر شبانه به شهر انبار (يكى از شهرهاى عراق است) يورش برده و اموال آن را به تاراج برده و با آنها مثل كفار برخورد كرده و فرماندار من - حسان - را با عده اى از مردان شايسته و با فضل كه اهل عبادت و شرافت بوده اند كشته است. و سپس شهر را غارت كرده است.

خدا همه آنها را در بهشت هاى پرنعمت خود جاى دهد و اطلاع يافته ام عده اى از شامى ها بر زن مسلمان و يا غير مسلمان كه با مسلمانان تعهد دارند وارد شده حجاب او را دريده و مقنعه از سرش گرفته و گوشواره از گوشش ربوده و دست بند خلخال از دست و پا و بازوانش در آورده و او چاره اى نداشته جز اينكه كلمه استرجاع بگويد و مسلمانان را به يارى خود بخواند ولى كسى او را يارى ننمايد و از او فريادرسى نكند. پس اگر مؤمنى بر اين حادثه از غصه جان دهد نزد من مورد ملامت نيست بلكه او نزد من نيكوكار و خوش كردار است. شگفت، تمام شگفت اينجاست كه چگونه اين مردم در پيشبرد باطل خود كوشا و شما از تقويت حق خودتان سستى مىورزيد، شما را هدف گرفته اند ولى شما آنها را هدف قرار نمى دهيد! با شما مىجنگند ولى شما با آنها پيكار نمى كنيد خداوند نافرمانى مىشود و شما راضى هستيد!

الهى هيچ گاه از خير و خوشى بهره مند نگرديد شما همچون اشتران پراكنده اى هستيد كه ساربانشان را از دست داده هرگاه آنها را از گوشه اى گرد آورند از جاى ديگر متفرق مىشوند.(297)