بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
حكايت جالبى متناسب با همين جريان مشاهده كردم كه ذكر آن خالى از لطف و فايده نيست.
يكى از علماء اهل سنت كه معروف به ابن جوزى است روزى سخنى فراتر از دهان خود بر زبان آورد و خواست همچون اميرالمؤمنين عليه السلام ادعايى كرده باشد. او بر فراز منبر صدا زد: «سلونى قبل ان تفقدونى ؛ از من بپرسيد قبل از اينكه مرا نيابيد!.»
در اين ميان بانويى آگاه و زيرك از او پرسيد: آيا درست است كه حضرت على عليه السلام براى غسل و كفن و دفن سلمان يك شب (از مدينه به مدائن) رفت و آن مراسم را انجام داد و برگشت ابن جوزى گفت: اينگونه روايت شده است.
آن زن ادامه داد: آيا درست است كه جنازه عثمان سه روز در مزبله افتاده بود و حضرت على عليه السلام (در مدينه) حاضر بود (و اقدامى نكرد؟) ابن جوزى گفت: آرى، آن زن گفت: پس يكى از آن دو اشتباه بود!
ابن جوزى كه از جواب اين زن عاجز شده بود گفت: اى زن اگر تو بى اجازه شوهرت از خانه بيرون آمدى، لعنت خدا بر تو و اگر با اجازه او بوده، لعنت خدا بر او. در اين هنگام كه آن زن، ابن جوزى را درمانده ديد تير خلاص را به او زد و گفت:
عايشه كه به جنگ با على عليه السلام (از خانه) خروج كرد آيا با اجازه (شوهرش) پيامبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم بود؟
ابن جوزى چنان درمانده شده بود كه ساكت گرديد و جوابى نداد.(336)
مؤلف گويد: و اين نيز تحقق ديگر از پيشگوئيهاى اميرالمؤمنين عليه السلام بود كه فرمود: هر كه بعد از من چنين ادعايى كند خداوند او را رسوا مىنمايد.