پیشگویی های امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام)

سید محمد نجفی یزدی

نسخه متنی -صفحه : 365/ 250
نمايش فراداده

آه آه، خاندان ابوسفيان از من چه مىخواهند

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

عبدالله بن عباس گويد: هنگاميكه در راه صفين اميرالمؤمنين عليه السّلام به نينوا رسيد با صداى بلند مرا صدا زد و فرمود: اى پسر عباس آيا اين مكان را مىشناسى عرض كردم: نه، فرمود: اگر اين زمين را مثل من بشناسى از آن عبور نمى كنى مگر اينكه مثل من گريان خواهى شد، آنگاه حضرت مدتى طولانى به شدت گريست و به گونه اى كه محاسن شريفش خيس شد و دانه هاى اشك بر سينه او مىريخت و ما نيز با آن حضرت گريان شديم.

سپس ديديم حضرت از عمق جان ناله مىزد و مىفرمود: آه آه خاندان ابوسفيان از من چه مىخواهند؟

آل حرب كه حزب شيطانند و اولياء كفر از من چه مىخواهند؟ سپس حضرت خطاب به فرزند خود امام حسين عليه السّلام نموده فرمود:

اى ابا عبدالله صبر كن، كه پدرت نيز تحمل مىكند مثل آنچه به تو مىرسد، سپس حضرت آب طلبيد، وضو گرفته نماز خواند، دوباره سخنان خود را تذكر داده سپس چشمان مباركش مختصرى به خواب رفت، وقتى بيدار شد فرمود: