بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
از ابو سعيد خدرى روايت است كه گفت: روزى وقتى پيامبر اكرم صلّى الله عليه وآله مالى را ميان ما تقسيم كرد ذوالخويصرة (حرقوص بن زهير يا ذوالثدية) كه مردى از بنى تميم بود آمد و گفت: يا رسول الله با عدالت تقسيم كن، حضرت فرمود: واى بر تو من اگر عادل نباشم، پس عادل كيست اگر من عادل باشم تو زيان كرده اى.
عمر گفت اجازه بده گردنش را بزنم حضرت فرمود: رهايش كن، او يارانى دارد كه شما نماز و روزه خود را در برابر نماز و روزه آنها ناچيز مىشماريد، قرآن مىخوانند ولى هنوز از گلوى آنها برنيامده مانند تيرى كه از كمان بگذرد از دين خارج مىشوند، تير و شمشيرشان آلوده به خون كسى است كه يكى از بازوانش مانند پستان زن مىباشد. اينان وقتى مسلمانان دچار تفرقه مىشوند سر به شورش برمى دارند.
ابو سعيد راوى خبر گويد: شاهد باش كه من اين را از پيامبر صلّى الله عليه وآله شنيدم و گواهى مىدهم كه على ابن ابيطالب با آنها مىجنگد و من نيز با او خواهم بود. سپس آن مرد را آوردند و من نگاه كردم ديدم همانطور است كه پيامبر اكرم صلّى الله عليه وآله فرموده است.(125)