فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 131
نمايش فراداده

انواع غيبت

در روايات فراوانى از پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله و ائمه معصومين‏عليهم السلام اشاره شده كه غيبت حضرت مهدى‏عليه السلام به دو بخش كوتاه مدت و دراز مدت تقسيم مى‏شود. ( غيبت صغرى) ( غيبت كبرى)

زراره مى‏گويد: از امام صادق‏عليه السلام شنيدم كه مى‏فرمود: «اِنَّ لِلْقائِمِ غَيْبَتَينِ يَرْجِعُ فِى اِحداهُما وَفِى الاُخْرى‏ لايُدرى‏ اَيْنَ هُوَ يَشْهَدُ المَواسِمَ يَرى‏ الناسَ وَلايَرْونَهُ»؛ «همانا براى قائم دو غيبت است كه در يكى از آنها [به خانواده‏اش‏] بر مى‏گردد و در ديگرى معلوم نيست كجاست هرسال در مناسك حج حاضر مى‏گردد مردم را مى‏بيند در حالى كه مردم او را نمى‏بينند».(710)

آن حضرت در روايتى به كوتاه و بلند بودن دو غيبت امام‏عليه السلام اشاره كرده است: «لِلْقائِمِ غَيْبَتانِ اِحْداهُما قَصِيرَةٌ وَالاُخْرى‏ طَوِيلَةٌ الغَيْبَةُ الاُولَى لا يَعْلَمُ بِمَكانِهِ فِيها اِلاَّ خاصَّةُ شِيعَتِهِ وَالاُخْرَى لا يَعْلَمُ بِمَكانِهِ فِيها اِلاَّ خَاصَّةُ مَواليهِ»؛ «براى قائم دو غيبت است: يكى از آنها كوتاه مدت و ديگرى دراز مدت».(711)

فلسفه غيبت

‏ بدون شك غيبت آخرين حجّت الهى، حضرت مهدى‏عليه السلام، پديده‏اى است كه به اين صورت هرگز در تاريخ اتفاق نيفتاده و طبيعى است كه ذهن جست و جو گر انسان، همواره اين پرسش را مطرح كند كه چرا چنين رخدادى به وجود آمده است؟!

در پاسخ به اين پرسش به برخى از حكمت‏ها و علت‏هاى اين رويداد، با استفاده‏ازكلام‏معصومين‏عليه السلام‏اشاره مى‏شود.

در ابتدا گفتنى است كه پنهان زيستى آخرين ذخيره الهى، به طور قطع از اسرار خداوندى است كه پرنده انديشه و فكر را توان پرواز تا آن قله رفيع نيست و اگر در اين راه توفيقى رفيق گردد، به يمن انفاس قدسى‏مقربان‏درگاه حق‏ائمه معصومين‏عليهم السلام است كه گاه گوشه‏اى از آن پرده رازها را به كنارى زده، در حد ظرفيت مخاطب و فهم او، حقايقى را آشكار ساخته‏اند.

رسول گرامى اسلام‏صلى الله عليه وآله حقيقت سرّ بودن اين‏امر را چنين بيان فرموده‏است:

«يا جابِرُ! اِنَّ هَذا الاَمْرِ اللَّهِ وَسِرٌّ مِنْ سِرِّ اللَّهِ مَطوِىٌ عَنْ عِبادِاللَّهِ، فَاِيّاكَ وَالشَّكَّ؛ فَاِنَّ الشَّكَّ فِى اللَّهِ كُفْرٌ»؛ «اى جابر! همانا اين امر؛ امرى است از امر خداوندى و سِرّى است از سِرّ خدا كه بر بندگان او پوشيده است. پس بر حذر باش كه دچار ترديدنشوى. همانا شك درباره‏خداكفراست».(712)

امام صادق‏عليه السلام اين حقيقت را چنين تبيين فرموده‏اند: «اين امر، امرى از امر خدا و سرّى از سرّ خدا و غيبى از غيب خدا است و زمانى كه مى‏دانيم خداوند بزرگ مرتبه حكيم است، تصديق مى‏كنيم كه همه كارهاى او از روى حكمت است؛ گرچه علت‏آن‏كارها بر ما روشن‏نباشد».(713)

اينك با استفاده از روايات معصومين عليه السلام برخى از دلايل غيبت امام زمان عليه السلام را بيان مى‏كنيم.

1 . حفظ جان امام زمان‏عليه السلام

نخستين فلسفه، حفظ جان حضرت مهدى عليه السلام به وسيله زندگانى مخفيانه است و خداوند با پنهان ساختن آن حضرت، ايشان را از شرّ دشمنان حفظ كرد.

امام صادق‏عليه السلام فرموده است: «اِنَّ لِلْقائِمِ غَيْبَةً قَبْلَ اَنْ يَقُومَ اِنَّهُ يَخافُ (وَاَوْمَأَ اِلى‏ بَطْنِهِ يَعنى القَتْل)»؛ «همانا براى قائم قبل از آنكه قيام فرمايد غيبتى است؛ چرا كه در هراس است (و حضرت اشاره به‏شكم خودكرد، يعنى‏بيم‏كشته شدن دارد)».(714)

البته اين نه به آن معناست كه آن حضرت از شهادت و كشته شدن در راه خدا هراس دارد؛ بلكه آن حضرت چون آخرين ذخيره الهى در زمين است و آن حاكميت فراگير و جهانى كه در تمامى اديان وعده داده شده، تنها به دست او تحقق مى‏يابد؛ بنابراين بر خداوند است كه به هر وسيله ممكن، او را تا روز موعود حفاظت نمايد و حكمت الهى نيز بر پنهان زيستى او تعلق گرفته است.

و اين پنهان زيستى با ويژگى‏هاى خاصّ خود، در مورد برخى از پيامبران - هنگامى كه بر جان خويش بيم داشتند - اتفاق افتاده بود كه مى‏توان به مخفى شدن پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله هنگام هجرت در غار اشاره نمود.