فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 132
نمايش فراداده

2 . امتحان و آزمايش انسان‏ها

يكى ديگر از حكمت‏هاى الهى در غيبت حضرت مهدى‏عليه السلام امتحان و آزمايش مردم است. از آنجايى كه اين نوع آزمايش به دليل عدم حضور ظاهرى امام، بسيار مشكل و طاقت فرسا است، در تكامل انسان‏ها نقش بسيار مهمى دارد و با اين آزمايش سره از ناسره جدا شده، ياران راستين حق مشخص مى‏گردند.

پيشواى هفتم شيعيان امام كاظم‏عليه السلام فرموده است: «إِذَا فُقِدَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ السَّابِعِ فَاللَّهَ اللَّهَ فِي أَدْيَانِكُمْ لا يُزِيلُكُمْ عَنْهَا أَحَدٌ يَا بُنَيَّ إِنَّهُ لابُدَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ مِنْ غَيْبَةٍ حَتَّى يَرْجِعَ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ مَنْ كَانَ يَقُولُ بِهِ إِنَّمَا هِيَ مِحْنَةٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ امْتَحَنَ بِهَا خَلْقَهُ»؛ «هنگامى كه پنجمين فرزند از امام هفتم ناپديد شود؛ پس خدا را خدا را [مواظب باشيد] در دينتان! شما را احدى از آن دور نسازد. فرزندم! صاحب اين امر ناگزير از غيبتى خواهد بود، تا كسى كه به اين امر قائل است از آن باز گردد. همانا آن آزمايشى از جانب خدا است كه خداوند خلق خود را به آن وسيله مى‏آزمايد».(715)

روشن است كسانى در اين امتحان بزرگ سربلند خواهند بود كه داراى مرتبه والايى از ايمان و عمل صالح باشند و كسانى‏كه دراين امور دچار نقصان باشند، بيشتر در معرض لغزش و سقوط هستند.

امام صادق عليه السلام تبلور اين حقيقت را چنين بيان كرده است:

«واين‏گونه‏است‏كه غيبت‏قائم‏عليه السلام طولانى خواهد بود تا اينكه حق محض آشكار گردد و ايمان از كدورت‏ها [و پيرايه‏ها] صاف و زلال گردد. و اين [آشكار شدن‏] با بازگشت افرادى كه داراى طينت ناپاكى هستند از پيروان ظاهرى اهل بيت‏عليهم السلام ؛ يعنى، همان‏ها كه ترس نفاق بر آنها مى‏رود صورت مى‏گيرد».(716)

3 . آزادگى از بيعت ديگران

مضمون برخى از روايات اين است كه آن حضرت با غيبت خود ناچار از بيعت با طاغوت‏هاى زمان نمى‏شود.

اميرمؤمنان‏عليه السلام مى‏فرمايد: «اِنَّ القائِمَ مِنَّا اِذا قامَ لَمْ تَكُنْ لِاَحَدٍ فِى عُنُقِهِ بَيعَةُ فَلِذلكَ تُخفى‏ وِلادَتُهُ وَيَغيبُ شَخْصُهُ»(717)؛ «همانا قائم از ما اهل بيت، هنگامى كه قيام مى‏كند، بيعت احدى بر گردن او نيست و به همين علت است كه ولادتش مخفى نگه داشته مى‏شود و شخص او غايب است».

همين معنا در كلامى از پيشواى دوم - آن هنگام كه به جهت مصالح اسلام و مسلمين تن به مصالحه با معاويه داد و مردم زبان به ملامت حضرتش گشودند - انعكاس يافت:

«آيا ندانستيد كه هيچ يك از ما ائمه نيست، مگر اينكه بيعت با ستمگرى بر گردن او قرار مى‏گيرد؛ به جز قائم كه عيسى بن مريم پشت سرش نماز مى‏گزارد پس به درستى كه خداوند - تبارك و تعالى - ولادتش را مخفى و شخصش را پنهان مى‏سازد تا هنگامى كه قيام مى‏كند، بيعت هيچ كس برگردنش نباشد».(718)

حضرت‏مهدى‏عليه السلام درتوقيعى شريف در پاسخ به برخى پرسش‏ها مى‏فرمايد:

«...وَاَمّا عِلَّةُ الغَيْبَةِ فَاِنَّ اللّهَ يَقُولُ «يااَيُّهَاالَّذينَ آمَنُوالاتَسْألُوا عَنْ اَشْياءَ اِنْ تُبْدَلَكُمْ تَسُؤكُم» اِنَّهُ‏لَمْ‏يَكُنْ اَحَدٌمِنْ‏آبائي عَلَيهِمُ‏السَّلامُ اِلاَّوَقَدْ وَقَعَتْ‏في‏عُنُقِهِ بَيْعَةٌ لِطاغِيَةِ زَمانِهِ وَاِنّي اَخرُجُ حينَ اَخْرُجُ وَلابَيْعَةَ لِاَحَدٍ مِنَ‏الطَّواغيتِ‏في‏عُنُقي»(719)؛ «در خصوص علت غيبت [سؤال كرده بوديد ]خداوند در قرآن كريم مى‏فرمايد: «اى اهل ايمان از چيزهايى سؤال نكنيد كه اگر براى شما روشن شود، ناراحت مى‏شويد»(720) بدانيد كه هركدام از پدران من بيعت يكى از طاغوت‏هاى زمان خويش را برگردن داشتند؛ ولى من وقتى قيام مى‏كنم، بيعت هيچ يك از گردنكشان و طاغوت‏هاى زمان را بر گردن ندارم».