«غيبت صغرى» عبارت است از پنهان زيستى كوتاه مدت حضرت مهدىعليه السلام. آغاز اين غيبت را برخى از همان ابتداى ولادت دانستهاند؛(721) با اين حساب مدت آن 74 سال مىشود. برخى نيز شروع آن را از شهادت امام حسن عسكرىعليه السلام دانستهاند؛ بنابراين پنج سال از مدت مذكور كاسته مىشود. البته نظريه دوم مؤيدات بيشترى دارد.(722)
واقعيت اين است كه غيبت كوتاه مدت حضرت مهدىعليه السلام، نوعى آماده سازى براى غيبت طولانى بود و غيبت طولانى هم مقدمه ظهور و حضور تمام عيار آن حضرت در جامعه انسانى.
غيبت صغرى حالت ميانهاى بود، ميان غيبت كبرى و عصر ظهور؛ با اين توضيح كه:
در غيبت كبرى رابطه گسترده و كامل امت با امام راستين و معصوم خويش گسسته است و در عصر ظهور، اين رابطه به طور كامل برقرار مىگردد. اما در غيبت صغرى نه آن است و نه اين، بلكه شرايط و وضعيت ميانهاى حاكم است.
بنابراين برخى از ويژگىهاى غيبت صغرى از اين قرار است:
1. زمان غيبت صغرى محدود بوده از نظر زمانى 69 سال طول كشيد و به دليل كوتاه بودن مدت آن «غيبت صغرى» ناميده شد، به خلاف غيبت كبرى كه غير از خدا كسى از مدت آن اطلاعى ندارد.
2. در دوران غيبت صغرى پنهان زيستى امامعليه السلام همه جانبه و عمومى نبود. امام اگرچه از نظرها پنهان بود؛ ليكن اين غيبت و پنهانى همگانى نبود؛ بلكه كسانى مانند نواب خاصّ، و برخى از وكلاى آن حضرت، مىتوانستند با آن حضرت در تماس باشند و سؤالات و نامههاى مردم را خدمت امام ببرند و پاسخ او را به مردم برسانند. اما در غيبت كبرى امامعليه السلام به طور كلى از نگاهها پنهان است و باب مكاتبه و نامهنگارى بسته است، يعنى، بناى غيبت كبرى و اقتضاى آن اين است كه: حضرت ديده نشود. البته اين بدان معنا نيست كه امكان ندارد ديده شود؛ بلكه ممكن است برخى افراد، حضرت را ببينند.
3.در غيبت صغرى، حضرت چهار نماينده داشت كه آنها را به صورت معيّن و مشخص انتخاب و تعيين كرده بود. آنان موظف بودند بين امامعليه السلام و مردم ارتباط برقرار كنند. اقامتگاه و مكان حضرت را نيز مىدانستند؛ ولى در غيبت كبرى چنين نيست.
4. درغيبت صغرى ممكنبودكسىاو را ببيند وبشناسد؛ ولىدرغيبتكبرى كسى اورا نمىبيند واگر ببيند نمىشناسد.
غيبت صغرى مرحله اوّل امامت حضرت مهدىعليه السلام بوده است. از ابتدا چنين مقدر بوده كه آن حضرت پس از رسيدن به امامت، بايستى بلافاصله از ديد عمومى پنهان شود و در ظاهر از آنچه در جامعه رخ مىدهد، فاصله بگيرد؛ هر چند در واقع او از نزديك همه وقايع را احساس و ادراك مىكند. بايد توجه داشت كه اگر آن غيبت، يكباره رخ مىنمود ضربه سنگينى به پايگاههاى مردمى و طرفداران امامت وارد مىشد؛ زيرا مردم قبل از آن با امام خود ارتباط داشتند، در مشكلات به او رجوع مىكردند و اگر ناگهان امام غايب مىشد و مردم احساس مىكردند كه ديگر دسترسى به رهبر فكرى و معنوى خود ندارند، ممكن بود - همه چيز از دست برود و آن جمع به تفرقه دچار شوند!
بنابراين لازم بود كه براى «غيبت تامه» زمينه سازى شود تا مردم به تدريج با آن خو بگيرند و خود را بر اساس آن بسازند. با غيبت صغرى در واقع اين زمينه سازى صورت گرفت، در اين زمان امام مهدىعليه السلام ازديدهها پنهان بود؛ ولى ايشان از طريق نمايندگان، وكيلان و ياران مورد وثوق با شيعيان خود ارتباط داشتند.(723)
ولى رفته رفته با به وجود آمدن آمادگى - پس از گذشت مدت 69 سال - به دستور خداوند آن حضرت در پرده پنهان زيستى تمام و كامل قرار گرفتند.
نيز ] نيابت خاص، نواب خاص.