فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 133
نمايش فراداده

غيبت صغرى

«غيبت صغرى» عبارت است از پنهان زيستى كوتاه مدت حضرت مهدى‏عليه السلام. آغاز اين غيبت را برخى از همان ابتداى ولادت دانسته‏اند؛(721) با اين حساب مدت آن 74 سال مى‏شود. برخى نيز شروع آن را از شهادت امام حسن عسكرى‏عليه السلام دانسته‏اند؛ بنابراين پنج سال از مدت مذكور كاسته مى‏شود. البته نظريه دوم مؤيدات بيشترى دارد.(722)

واقعيت اين است كه غيبت كوتاه مدت حضرت مهدى‏عليه السلام، نوعى آماده سازى براى غيبت طولانى بود و غيبت طولانى هم مقدمه ظهور و حضور تمام عيار آن حضرت در جامعه انسانى.

غيبت صغرى حالت ميانه‏اى بود، ميان غيبت كبرى و عصر ظهور؛ با اين توضيح كه:

در غيبت كبرى رابطه گسترده و كامل امت با امام راستين و معصوم خويش گسسته است و در عصر ظهور، اين رابطه به طور كامل برقرار مى‏گردد. اما در غيبت صغرى نه آن است و نه اين، بلكه شرايط و وضعيت ميانه‏اى حاكم است.

بنابراين برخى از ويژگى‏هاى غيبت صغرى از اين قرار است:

1. زمان غيبت صغرى محدود بوده از نظر زمانى 69 سال طول كشيد و به دليل كوتاه بودن مدت آن «غيبت صغرى» ناميده شد، به خلاف غيبت كبرى كه غير از خدا كسى از مدت آن اطلاعى ندارد.

2. در دوران غيبت صغرى پنهان زيستى امام‏عليه السلام همه جانبه و عمومى نبود. امام اگرچه از نظرها پنهان بود؛ ليكن اين غيبت و پنهانى همگانى نبود؛ بلكه كسانى مانند نواب خاصّ، و برخى از وكلاى آن حضرت، مى‏توانستند با آن حضرت در تماس باشند و سؤالات و نامه‏هاى مردم را خدمت امام ببرند و پاسخ او را به مردم برسانند. اما در غيبت كبرى امام‏عليه السلام به طور كلى از نگاه‏ها پنهان است و باب مكاتبه و نامه‏نگارى بسته است، يعنى، بناى غيبت كبرى و اقتضاى آن اين است كه: حضرت ديده نشود. البته اين بدان معنا نيست كه امكان ندارد ديده شود؛ بلكه ممكن است برخى افراد، حضرت را ببينند.

3.در غيبت صغرى، حضرت چهار نماينده داشت كه آنها را به صورت معيّن و مشخص انتخاب و تعيين كرده بود. آنان موظف بودند بين امام‏عليه السلام و مردم ارتباط برقرار كنند. اقامتگاه و مكان حضرت را نيز مى‏دانستند؛ ولى در غيبت كبرى چنين نيست.

4. درغيبت صغرى ممكن‏بودكسى‏او را ببيند وبشناسد؛ ولى‏درغيبت‏كبرى كسى اورا نمى‏بيند واگر ببيند نمى‏شناسد.

فلسفه غيبت صغرى

غيبت صغرى مرحله اوّل امامت حضرت مهدى‏عليه السلام بوده است. از ابتدا چنين مقدر بوده كه آن حضرت پس از رسيدن به امامت، بايستى بلافاصله از ديد عمومى پنهان شود و در ظاهر از آنچه در جامعه رخ مى‏دهد، فاصله بگيرد؛ هر چند در واقع او از نزديك همه وقايع را احساس و ادراك مى‏كند. بايد توجه داشت كه اگر آن غيبت، يكباره رخ مى‏نمود ضربه سنگينى به پايگاه‏هاى مردمى و طرفداران امامت وارد مى‏شد؛ زيرا مردم قبل از آن با امام خود ارتباط داشتند، در مشكلات به او رجوع مى‏كردند و اگر ناگهان امام غايب مى‏شد و مردم احساس مى‏كردند كه ديگر دسترسى به رهبر فكرى و معنوى خود ندارند، ممكن بود - همه چيز از دست برود و آن جمع به تفرقه دچار شوند!

بنابراين لازم بود كه براى «غيبت تامه» زمينه سازى شود تا مردم به تدريج با آن خو بگيرند و خود را بر اساس آن بسازند. با غيبت صغرى در واقع اين زمينه سازى صورت گرفت، در اين زمان امام مهدى‏عليه السلام ازديده‏ها پنهان بود؛ ولى ايشان از طريق نمايندگان، وكيلان و ياران مورد وثوق با شيعيان خود ارتباط داشتند.(723)

ولى رفته رفته با به وجود آمدن آمادگى - پس از گذشت مدت 69 سال - به دستور خداوند آن حضرت در پرده پنهان زيستى تمام و كامل قرار گرفتند.

نيز ] نيابت خاص، نواب خاص.