فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 135
نمايش فراداده

« ف »

فترت

«فترت» در اصطلاح دينى به مدت زمان بين دو پيامبر گفته مى‏شود.(726) اين كلمه تنها يك بار در قرآن كريم آمده و به فاصله زمانى بين حضرت عيسى‏عليه السلام و رسول گرامى اسلام‏صلى الله عليه وآله اشاره كرده است.

در سوره «مائده» آيه 19 مى‏خوانيم: «يا اَهْلَ الكِتابِ قَدْ جاءكُم رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُم عَلى‏ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ اَنْ تَقُولُوا ما جاءَنا مِنْ بَشيرٍ وَلا نَذيرٍ فَقَد جاءَكُم بَشيرٌ وَنَذيرٌ وَاللَّهُ عَلى‏ كُلِ شَى‏ءٍ قَديرٌ»(727) «اى اهل كتاب، پيامبر ما به سوى شما آمده كه در دوران فترت رسولان [حقايق را ]براى شما بيان مى‏كند، تا مبادا [روز قيامت بگوييد: «براى ما بشارتگر و هشدار دهنده‏اى نيامد پس‏قطعاً براى شمابشارتگر وهشداردهنده‏اى آمده است و خدا بر هر چيزى تواناست».

در مباحث مهدويّت، در اغلب روايات به مدت زمان پنهان زيستى حضرت مهدى‏عليه السلام، غيبت تعبير شده؛ اما در پاره‏اى از سخنان معصومين‏عليهم السلام از اين دوران به عنوان «فترت» نيز ياد شده است.

ابو حمزه گويد: «خدمت حضرت صادق‏عليه السلام رسيدم و عرض كردم: صاحب‏الامر شماييد؟ فرمود: نه. گفتم: پسر شما است؟ فرمود: نه؛ گفتم: پسر پسر شمااست؟ فرمود: نه؛ گفتم: پسر پسر پسر شمااست؟ فرمود: نه؛ گفتم: پس‏او كيست؟ فرمود: همان‏كسى‏است‏كه زمين را پر از عدالت كند؛ چنان‏كه پر از ستم و جور شده باشد، او در زمان فترت (پيدا نبودن امامان) بيايد، چنان‏كه رسول خداصلى الله عليه وآله در زمان فترت (پيدا نبودن رسولان) مبعوث شد».(728)

يكى ديگر از رواياتى كه اشاره به دوران «فترت» حضرت مهدى‏عليه السلام نموده، حديث على بن حارث بن مغيره است. وى از پدر خويش روايت كرده است: «به امام صادق‏عليه السلام عرض كردم: آيا فترتى خواهد بود كه در آن مسلمانان امام خويش را نشناسند؟ فرمود: چنين گفته مى‏شود. عرض كردم: پس ما چه كنيم؟ فرمود: چون چنين شود، به همان امر نخستين بياويزيد و همان را كه برآنيد، به دست داشته باشيد تا آخر كار بر شما روشن گردد».(729)

در روايتى ديگر نيز وقتى امام صادق‏عليه السلام به غيبت صالح پيامبرصلى الله عليه وآله اشاره مى‏كند، چنين مى‏فرمايد: «اَللَّهُ اَعْدَلُ مِنْ اَنْ يَتْرُكَ الاَرْضَ بِلا عالِمٍ يَدُلُّ عَلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَلَقَدْ مَكَثَ القَوْمُ بَعْدَ خُرُوجِ صالِحٍ سَبْعَةَ اَيَّامٍ عَلى‏ فَتْرَةٍ لايَعرِفُونَ اِماماً، غَيرَ اَنَّهُمْ عَلى‏ ما في‏ اَيْديهِمْ مِنْ دينِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، كَلِمَتُهُمْ واحِدَةٌ، فَلَمَّا ظَهَرَ صالِحٌ‏عليه السلام اِجْتَمَعُوا عَلَيهِ وَاِنَّما مَثَلُ القائِمِ‏عليه السلام مَثَلُ صالِحٍ»(730)؛ «... خدا عادل‏تر از آن است كه زمين را بدون عالم گذارد تا مردم را به خداى تعالى راهبرى كند. آن قوم بعد از خروج صالح، تنها هفت روز در حال فترت (بلاتكليفى) به سر بردند كه امامى را نمى‏شناختند؛ ولى آنها به همان دين خداى تعالى كه در دستشان بود عمل مى‏كردند و با هم متحد بودند و چون صالح‏عليه السلام ظاهر شد، دور او جمع شدند و همانا مثل قائم‏عليه السلام، مثل صالح‏عليه السلام است».

نيز ] غيبت.

فراگير شدن ظلم و جور

«فراگير شدن ظلم و جور»، از نشانه‏هاى معروف ظهور حضرت مهدى‏عليه السلام است. اين نشانه در روايات بسيار، به چشم مى‏خورد. در بعضى به همين عنوان كلى، مورد اشاره قرار گرفته؛ چنان‏كه در روايت معروفى - با سندهاى گوناگون - آمده است: «يَمْلَأُ اللَّهُ بِهِ الاَرضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً»؛(731) «خداوند به وسيله ظهور مهدى‏عليه السلام زمين را پر از عدل و داد مى‏سازد، پس از آنكه از ظلم و ستم پر شده باشد».

گفتنى است در اينجا سخن از زياد شدن ظلم و جور و گناه و كم شدن افراد صالح‏است؛ نه‏اينكه همه مردم‏كافر شوند، ياافراد صالح‏اصلا وجودنداشته باشد! در همان زمان، كه همه جا را تباهى فراگرفته وابرهاى تيره‏گناه سايه‏افكنده، بايد افراد پاكباخته، متعهد وصالح، زمينه قيام‏آن حضرت راآماده سازند ودرحمايت از آن منجى بزرگ به جهاد برخيزند.

در روايات - در حالى كه از زياد شدن ستم، به عنوان نشانه ظهور ياد شد - به اين نكته نيز اشاره شده كه جامعه منتظر مهدى‏عليه السلام، بايد در به پا داشتن ارزش‏ها و مبارزه با ضد ارزش‏ها، تلاش جدّى كرده، به تهذيب نفس بپردازند و... .

فرج‏] انتظار

فريد

«فريد» درلغت به‏معناى (تك)است. درروايات به‏عنوان يكى‏ازالقاب حضرت مهدى‏عليه السلام به كار رفته است.

اصبغ‏بن نباته‏گويد: «ازاميرمؤمنان‏عليه السلام شنيدم كه مى‏فرمود: صاحب اين امر شريد (آواره)، طريد (رانده)، فريد (تك) و وحيد (تنها) است.(732)

فوايد امام غائب ] خورشيد پشت ابر.