«فترت» در اصطلاح دينى به مدت زمان بين دو پيامبر گفته مىشود.(726) اين كلمه تنها يك بار در قرآن كريم آمده و به فاصله زمانى بين حضرت عيسىعليه السلام و رسول گرامى اسلامصلى الله عليه وآله اشاره كرده است.
در سوره «مائده» آيه 19 مىخوانيم: «يا اَهْلَ الكِتابِ قَدْ جاءكُم رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُم عَلى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ اَنْ تَقُولُوا ما جاءَنا مِنْ بَشيرٍ وَلا نَذيرٍ فَقَد جاءَكُم بَشيرٌ وَنَذيرٌ وَاللَّهُ عَلى كُلِ شَىءٍ قَديرٌ»(727) «اى اهل كتاب، پيامبر ما به سوى شما آمده كه در دوران فترت رسولان [حقايق را ]براى شما بيان مىكند، تا مبادا [روز قيامت بگوييد: «براى ما بشارتگر و هشدار دهندهاى نيامد پسقطعاً براى شمابشارتگر وهشداردهندهاى آمده است و خدا بر هر چيزى تواناست».
در مباحث مهدويّت، در اغلب روايات به مدت زمان پنهان زيستى حضرت مهدىعليه السلام، غيبت تعبير شده؛ اما در پارهاى از سخنان معصومينعليهم السلام از اين دوران به عنوان «فترت» نيز ياد شده است.
ابو حمزه گويد: «خدمت حضرت صادقعليه السلام رسيدم و عرض كردم: صاحبالامر شماييد؟ فرمود: نه. گفتم: پسر شما است؟ فرمود: نه؛ گفتم: پسر پسر شمااست؟ فرمود: نه؛ گفتم: پسر پسر پسر شمااست؟ فرمود: نه؛ گفتم: پساو كيست؟ فرمود: همانكسىاستكه زمين را پر از عدالت كند؛ چنانكه پر از ستم و جور شده باشد، او در زمان فترت (پيدا نبودن امامان) بيايد، چنانكه رسول خداصلى الله عليه وآله در زمان فترت (پيدا نبودن رسولان) مبعوث شد».(728)
يكى ديگر از رواياتى كه اشاره به دوران «فترت» حضرت مهدىعليه السلام نموده، حديث على بن حارث بن مغيره است. وى از پدر خويش روايت كرده است: «به امام صادقعليه السلام عرض كردم: آيا فترتى خواهد بود كه در آن مسلمانان امام خويش را نشناسند؟ فرمود: چنين گفته مىشود. عرض كردم: پس ما چه كنيم؟ فرمود: چون چنين شود، به همان امر نخستين بياويزيد و همان را كه برآنيد، به دست داشته باشيد تا آخر كار بر شما روشن گردد».(729)
در روايتى ديگر نيز وقتى امام صادقعليه السلام به غيبت صالح پيامبرصلى الله عليه وآله اشاره مىكند، چنين مىفرمايد: «اَللَّهُ اَعْدَلُ مِنْ اَنْ يَتْرُكَ الاَرْضَ بِلا عالِمٍ يَدُلُّ عَلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَلَقَدْ مَكَثَ القَوْمُ بَعْدَ خُرُوجِ صالِحٍ سَبْعَةَ اَيَّامٍ عَلى فَتْرَةٍ لايَعرِفُونَ اِماماً، غَيرَ اَنَّهُمْ عَلى ما في اَيْديهِمْ مِنْ دينِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، كَلِمَتُهُمْ واحِدَةٌ، فَلَمَّا ظَهَرَ صالِحٌعليه السلام اِجْتَمَعُوا عَلَيهِ وَاِنَّما مَثَلُ القائِمِعليه السلام مَثَلُ صالِحٍ»(730)؛ «... خدا عادلتر از آن است كه زمين را بدون عالم گذارد تا مردم را به خداى تعالى راهبرى كند. آن قوم بعد از خروج صالح، تنها هفت روز در حال فترت (بلاتكليفى) به سر بردند كه امامى را نمىشناختند؛ ولى آنها به همان دين خداى تعالى كه در دستشان بود عمل مىكردند و با هم متحد بودند و چون صالحعليه السلام ظاهر شد، دور او جمع شدند و همانا مثل قائمعليه السلام، مثل صالحعليه السلام است».
نيز ] غيبت.
«فراگير شدن ظلم و جور»، از نشانههاى معروف ظهور حضرت مهدىعليه السلام است. اين نشانه در روايات بسيار، به چشم مىخورد. در بعضى به همين عنوان كلى، مورد اشاره قرار گرفته؛ چنانكه در روايت معروفى - با سندهاى گوناگون - آمده است: «يَمْلَأُ اللَّهُ بِهِ الاَرضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً»؛(731) «خداوند به وسيله ظهور مهدىعليه السلام زمين را پر از عدل و داد مىسازد، پس از آنكه از ظلم و ستم پر شده باشد».
گفتنى است در اينجا سخن از زياد شدن ظلم و جور و گناه و كم شدن افراد صالحاست؛ نهاينكه همه مردمكافر شوند، ياافراد صالحاصلا وجودنداشته باشد! در همان زمان، كه همه جا را تباهى فراگرفته وابرهاى تيرهگناه سايهافكنده، بايد افراد پاكباخته، متعهد وصالح، زمينه قيامآن حضرت راآماده سازند ودرحمايت از آن منجى بزرگ به جهاد برخيزند.
در روايات - در حالى كه از زياد شدن ستم، به عنوان نشانه ظهور ياد شد - به اين نكته نيز اشاره شده كه جامعه منتظر مهدىعليه السلام، بايد در به پا داشتن ارزشها و مبارزه با ضد ارزشها، تلاش جدّى كرده، به تهذيب نفس بپردازند و... .
فرج] انتظار
«فريد» درلغت بهمعناى (تك)است. درروايات بهعنوان يكىازالقاب حضرت مهدىعليه السلام به كار رفته است.
اصبغبن نباتهگويد: «ازاميرمؤمنانعليه السلام شنيدم كه مىفرمود: صاحب اين امر شريد (آواره)، طريد (رانده)، فريد (تك) و وحيد (تنها) است.(732)
فوايد امام غائب ] خورشيد پشت ابر.