فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 138
نمايش فراداده

قم

«قم» يكى از شهرهاى مشهور ايران است كه در طول تاريخ شيعه، همواره از اهميت ويژه‏اى برخوردار بوده است. از آنجايى كه در همان اوايل سلطه اعراب بر اين شهر، دوستان و محبان اهل بيت‏عليهم السلام بدان‏جا مهاجرت كردند؛ سنگ نخستين اعتقاد مردمان آن، شيعى نهاده شد.

اين شهر رفته رفته به عنوان يكى از پايگاه‏هاى شناخته شده ترويج فرهنگ شيعى در تاريخ ثبت شده است. به دنبال آن با تأسيس حلقه‏ها و مراكز علمى، اين شهر به عنوان مركز بسيار مهم نشر فرهنگ اهل‏بيت‏عليهم السلام ايفاى نقش نموده ا ست. كما اينكه امروزه به عنوان عاصمه جهان تشيّع، علم و دانش و معارف از آن به تمام جهان نور افشانى مى‏كند كه مراجع و دانشمندان بزرگ جهان اسلام، از اينجا فيوضات وجودى خويش را به مشتاقان در سراسر گيتى مى‏دهند.

آنچه كه اين شهر را در فرهنگ «مهدويّت» از برجستگى خاصى برخوردار كرده، رواياتى از معصومين‏عليهم السلام است كه اين شهر و اهالى آن را با موضوعات مربوط به حضرت مهدى‏عليه السلام پيوند زده است.

برخى‏روايات، تصريح‏داردكه فلسفه نام گذارى اين شهر مقدس به قم، مناسب با نام حضرت مهدى‏عليه السلام (قائم به حق) است ومناسب باقيام وبه پا خاستن اهل قم ومنطقه جغرافيايى‏آن شهر،درزمينه‏سازى و يارى نمودنِ آن حضرت است.

عفّان بصرى روايت كرده است: «امام صادق‏عليه السلام به من فرمود: آيا مى‏دانى از چه رو اين شهر را «قم» مى‏نامند؟ عرض كردم: خدا و رسولش آگاه‏ترند؛ فرمود: «اِنَّما سُمِّىَ قُمْ لِاَنَّ اَهْلَهُ يَجْتَمِعُونَ مَعَ قائِمِ آلِ مُحَمَّدٍصلى الله عليه وآله وَ يَقُومُونَ مَعَهُ وَيَسْتَقيمُونَ عَلَيهِ وَينْصُروُنَهَ»(748)؛ «همانا قم نام گذارى شده براى اينكه اهل قم، اطراف قائم گرد آمده و با وى قيام مى‏نمايند و كنار او ثابت قدم مانده و او را يارى مى‏كنند».

ظاهر برخى روايات اين است كه امامان‏عليهم السلام نسبت به شهر قم، عنايت خاصى داشته و مفهومى را برتر و وسيع‏تر از يك شهر و توابع آن، به اين شهر بخشيده‏اند.

از اين رو نام اين شهر را به معناى خط و روش و اسلوب قم، نسبت به ولايت اهل بيت‏عليهم السلام و قيام آنان با مهدى آل پيامبرصلى الله عليه وآله به كار برده‏اند. در روايتى آمده است: «عده‏اى از بزرگان رى به حضور امام صادق‏عليه السلام رسيدند و عرض كردند: ما از اهل رى هستيم كه خدمت رسيده‏ايم، حضرت فرمود: خوش آمدند برادران قمى ما. سپس عرض كردند: ما اهل رى هستيم! حضرت فرمود: خوش آمدند برادران قمى ما. باز عرض كردند: ما اهل رى هستيم! حضرت فرمود: خوش آمدند برادران قمى ما. مجدداً عرض كردند، ما اهالى رى هستيم، امام نيز كلام اوّل خود را تكرار كرد. آنان گفته خود را چند بار يادآور شدند، امام نيز مانند اوّل آنان را پاسخ داد و چنين فرمود: خداوند داراى حرمى است كه عبارت است از مكه مكرمه و پيامبرصلى الله عليه وآله داراى حرمى است و آن مدينه منوره است و اميرالمؤمنين‏عليه السلام حرمى دارد كه كوفه است. ما اهل‏بيت نيز داراى حرمى هستيم كه آن شهر قم است. به زودى بانويى از سلاله من به نام فاطمه در اين شهر دفن خواهد شد. كسى كه آن بزرگوار را در قم زيارت كند اهل بهشت مى‏باشد.(749) راوى گفت: اين سخن را امام صادق‏عليه السلام زمانى فرمود كه هنوز حضرت كاظم‏صلى الله عليه وآله متولد نشده بود».

صاحب بحارالانوار دو روايت را، از امام صادق‏عليه السلام در مورد آينده شهر قم و نقش مكتبى آن پيش از ظهور حضرت مهدى‏عليه السلام نقل مى‏كند:

1. «خداوند به وسيله شهر كوفه بر ساير شهرها استدلال مى‏كند، همچنين به مؤمنان آن شهر بر ساير مؤمنان و به شهر قم بر ساير شهرها و به واسطه اهل قم بر جهانيان؛ اعم از جن و انسان. خداوند متعال اهل قم را مستضعف فكرى قرار نداده؛ بلكه همواره آنان را موفق و تأييد كرده است. سپس فرمود: دينداران در اين شهر در مضيقه زندگى مى‏باشند. اگر غير اين باشد، مردم به سرعت به آنجا روى مى‏آورند و آنجا خراب مى‏گردد و اهل آن تباه مى‏شوند و آن گونه كه بايد نمى‏تواند بر ساير سرزمين‏ها حجّت باشد. زمانى‏كه موقعيت قم‏بدينجابرسد، آسمان و زمين آرامش ندارد و ساكنان آنها لحظه‏اى باقى نمى‏مانند. بلا و گرفتارى از قم و اهل آن دفع گرديده است.

به زودى زمانى خواهد رسيد كه قم و اهل آن حجّت بر مردم خواهند بود و اين در زمان غيبت قائم ما و ظهور وى مى‏باشد. اگر چنين نباشد، زمين اهل خودش را فرو مى‏برد. فرشته‏هاى الهى مأمور دور نمودن بلاها از اين شهر و اهل آن مى‏باشند. هر ستمگرى كه درباره آنان اراده بد داشته باشد، خداوندِ در هم كوبنده ستم پيشگان، او را در هم مى‏شكند و يا به گرفتارى و مصيبت و يا دشمنى، مبتلا مى‏گرداند. خداوند متعال نام قم و اهلش را در زمان فرمانروايى ستمگران، از ياد آنان مى‏برد؛ آن گونه كه آنها ياد خدا را فراموش كردند».(750)

2. «به زودى شهر كوفه از مؤمنان خالى مى‏گردد و به گونه‏اى كه مار در جايگاه خود فرو مى‏رود، علم نيز اين چنين از كوفه رخت بر مى‏بندد و از شهرى به نام قم آشكار مى‏شود. آن سامان معدن فضل و دانش مى‏گردد؛ به نحوى كه در زمين كسى در استضعاف فكرى به سر نمى‏برد، حتى نو عروسان در حجله گاه خويش. اين قضايا نزديك ظهور قائم ما به وقوع مى‏پيوندد. خداوند سبحان، قم و اهلش را براى رساندن پيام اسلام، قائم مقام حضرت حجّت مى‏گرداند. اگرچنين نشود زمين اهل خودش را فرو مى‏برد و در زمين حجتى باقى نمى‏ماند. دانش از اين شهر به شرق و غرب جهان منتشر مى‏گردد. بدين سان بر مردم اتمام حجّت مى‏شود و يكى باقى نمى‏ماند كه دين و دانش به وى نرسيده باشد. آن گاه قائم‏عليه السلام ظهور مى‏كند و ظهور وى، باعث خشم و غضب خداوند بر بندگان مى‏شود؛ زيرا خداوند از بندگانش انتقام نمى‏گيرد، مگر بعد از آنكه آنان وجود مقدس حضرت حجّت را انكار كنند».(751)

نيز ] زمينه سازان ظهور، منتظِر، انتظار، مسجد صاحب الزمان‏عليه السلام.