فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 151
نمايش فراداده

محمدبن نصير نميرى

يكى از رقباى محمدبن عثمان بود و نيابت وى را قبول نداشت و خود مدعى نيابت بود. شيخ طوسى در رجال خود، در اصحاب امام جوادعليه السلام دو بار از او نام برده و هيچ شرحى درباره او نداده است.(821)

علامه حلى‏رحمه الله در رجال خود، در دو جا از ايشان نام برده، مى‏نويسد: محمدبن نصير نميرى كسى است كه امام هادى‏عليه السلام او را لعن كرده است!

در جايى ديگر مى‏گويد: ابن غضائرى درباره او گفته است: محمدبن نصير از نظر علمى، از فضلاى بصره بود [و از نظر عقيدتى‏] ضعيف بود. فرقه «نصيريه» را او تأسيس كرده و به او نسبت داده مى‏شود.(822)

در رجال كشى نيز شرح حال ايشان مطرح است و به نظر ايشان امام هادى‏عليه السلام سه نفر را لعن كرده كه يكى از آنها محمدبن نصير نميرى است.(823) و در جاى ديگر از «عبيدى» نقل مى‏كند كه: «امام حسن عسكرى‏عليه السلام - بدون اينكه من سؤالى از او بكنم - نامه‏اى به سوى من فرستاد و در آن نامه از محمدبن نصير نميرى و حسن بن محمدبن باباقمى، اعلان انزجار كرده، فرمود: تو و جميع دوستداران ما، از آنان دورى جوييد و من آنها را لعن مى‏كنم و لعنت خدا نيز بر آنها باد! آنان از نام ما سوء استفاده كرده و اموال مردم را مى‏خورند و فتنه انگيزى مى‏كنند! آنان ما و شيعيان ما را اذيت كردند! خداوند آنها را اذيت مى‏كند و آنان را در فتنه‏اى كه ايجاد كرده‏اند، مغلوب و نابود سازد!»(824)

عقايد انحرافى محمدبن نصير نميرى

وى عقايد كفرآميز و الحادى داشت كه سعى مى‏نمود آن را در بين عامّه مردم منتشر سازد. محمدبن موسى‏بن حسن‏بن فرات نيز اسباب كار او را فراهم و او را تقويت مى‏كرد.(825)

ابن فرات از خاندان معروف بنوفرات بود. وى در بغداد و كوفه محدثى معروف بود و به نظر مى‏رسد نخستين فرد از خاندان بنوفرات است كه مقامى در حكومت عباسى به دست آورد.(826) از اينجا نقش حكومت در حمايت و پشتيبانى از خطوط انحرافى روشن مى‏شود. و عقايد نميرى در كتاب الغيبة، رجال كشى و فرق الشيعه بيان شده است.

سعدبن عبداللّه اشعرى گويد: «محمدبن نصير نميرى مدعى بود كه پيغمبر است و امام هادى‏عليه السلام او را مبعوث كرده است. عقيده به تناسخ داشت و معتقد به خدايى امام هادى‏عليه السلام بود، نزديكى با زنان محارم را جايز مى‏دانست و عمل همجنس بازى را حلال كرده بود! نميرى اين را موجب تواضع، فروتنى و تذلل مفعول و لذت و كامرانى فاعل مى‏دانست و مى‏گفت: خدا هيچ يك از اينها را بر بندگانش حرام نكرده است!»(827)

طرفداران او قومى بودند كه عبادات و شرعيات را ترك كردند و منهيات و محرمات را حلال شمرده، گفتند: دين يهود بر حق است و ما از آنها نيستيم و دين نصارا برحق‏است و ما ازآنها نيستيم!

سعدبن عبداللّه مى‏گويد: نميرى در آخر عمر بيمار شد و در آن حال مرد. در آن بيمارى از وى پرسيدند: جانشين تو كيست؟ او با زبان ضعيف و گرفته‏اى گفت: احمد؛ ولى كسى نفهميد احمد كيست! به همين جهت اين حرف موجب انشعاب پيروان او شد. عده‏اى گفتند: مقصود نميرى، احمد فرزندش بوده است. جمعى گفتند: احمدبن محمدبن موسى بن فرات است و فرقه‏اى گفتند: منظور وى احمدبن موسى بن فرات است و فرقه‏اى گفتند: منظور وى احمدبن ابوالحسين بن بشربن يزيد است. اين انشعاب باعث پراكندگى اتباع او گرديد.(828)

نيز ] مدعيان دروغين نيابت، نميريه.